5-4

مثلث های طلایی تاریخ میلان؛ سال های پُر شکوه روسونری

وبسایت رسمی برنامه نود – سال های شکوه و عظمت، سال هایی که جز با فتح جام به پایان نمی رسید؛ میلان، میلان افسانه ای و یک تاریخ غنی. فراموش کنید این روزهایی را که از میلان می بینیم، گاهی اوقات باید به گذشته ها برگشت تا توصیف بهتری از یک پدیده داشت. در طول تاریخ باشگاه میلان، دو مثلث افسانه ای ماندگار شده است.

به گزارش وبسایت نود، میلان افسانه ای دهه ۱۹۵۰ میلادی که دقیقاً ۴ دهه بعد نیز یکی از قدرتمند ترین تیم های تاریخ فوتبال را داشت و یک وجه مشترک بین این دو میلان همیشه ماندگار در تاریخ فوتبال؛ یک باشگاه شکوهمند ایتالیایی و دو مثلث غیر ایتالیایی که تاریخ را رقم زدند. مثلث اول که سوئدی بود و مثلث دوم که از سرزمین لاله های نارنجی می آمد.

مثلث سوئدی میلان

وقتی که تیم ملی سوئد در المپیک ۱۹۴۸ لندن، مدال طلا رشته فوتبال را با شکست یوگسلاوی در ورزشگاه ومبلی به دست آورد، بسیاری از شاهدان عینی، این قهرمانی را مدیون سه ستاره این تیم یعنی گونار نوردال، گونار گرن و نیلس لیدهولم دانستند و مدتی بعد، نوردال برای ادامه دوران فوتبال خویش به میلان پیوست.

در فصل ۵۰-۱۹۴۹ بود که دو ستاره سوئدی دیگر یعنی گرن و لیدهولم نیز راهی میلان شدند و در همان فصل، میلان طی ۳۸ بازی به ۷۱ گل دست یافت و این سه ستاره سوئدی، لقب «مثلث سوئدی تاریخ ساز باشگاه میلان» را به دست آوردند. وقتی که یک فصل بعد، میلان به قهرمانی اسکودتو رسید، مثلث افسانه ای سوئدی این باشگاه را رکن اصلی آن تیم قهرمان نامیدند و چنین شد که نام آنها در تاریخ فوتبال کلاسیک به ثبت رسید.

وقتی گونار گرن در سال ۱۹۵۳ تصمیم به جدایی گرفت، عمر این مثلث افسانه ای سوئدی در باشگاه میلان پس از ۴ سال به پایان رسید ولی لیدهولم و نوردال در سال ۱۹۵۵ هم به یک قهرمانی دیگر با پیراهن میلان دست یافتند. گونار نوردال دومین ضلع این مثلث تاریخی بود که در سال ۱۹۵۶ تصمیم به جدایی گرفت ولی نیلس لیدهولم تا پایان دوران فوتبال خویش در باشگاه میلان باقی ماند و حتی پس از بازنشستگی، در سه مقطع از سه دهه مختلف یعنی ۶۰، ۷۰ و ۸۰ میلادی روی نیمکت روسونری نشست.

 مثلث سوئدی تاریخ ساز برای اولین بار به طور جدی در المپیک 1948 لندن شکل گرفت. سه ستاره ابتدائاً آماتور این داستان، با تکیه بر همین درخشش، وارد عرصه فوتبال حرفه ای شدند. نوردال در اولین نیم فصل طی 15 بازی برای میلان، 16 گل به ثمر رساند و  به رئیس باشگاه توصیه کرد که برای تقویت میلان و رقابت بیشتر با اینتر و تورینو، دو هم وطن سوئدی وی را به خدمت بگیرند. تورینو در آن فصل به قهرمانی ایتالیا رسید. مربی مطرح مجارستانی که افتخارات زیادی را به همراه نورکوپینگ در لیگ سوئد به دست آورده بود، در فصل 50-1949 هدایت میلان را بر عهده گرفت و بدین ترتیب، به حضور گرن و لیدهولم در میلان چراغ سبز نشان داد. مثلث سوئدی میلان شکل گرفت و بعدها به مثلث «GRE-NO-LI» مشهور شد.

اوج تراژدی داستان اینجاست که بازیکن های تیم رؤیایی تورینو که در آن روزگار، قدرت اول فوتبال ایتالیا بود در یک سانحه هوایی در ماه می از دنیا رفتند و بدین ترتیب، تیم قهرمان در چند ثانیه نابود شد و یک خلأ بزرگ در صدر جدول پدید آمد. فوتبال ایتالیا غرق در ماتم شد و به دنبال بهانه ای برای دوباره خندیدن و بازگشت به زندگی. ستاره های سوئدی تازه وارد میلان با نمایش های اعجاب برانگیز خود باعث شدند تا فضای غم آلود حاکم بر فوتبال ایتالیا پس از فاجعه بزرگ سقوط هواپیمای تورینو از یادها برود. لیدهولم و گرن به قدری خوب بازی می کردند که یکی از خبرنگارهای ایتالیایی، کیفیت و عملکرد این زوج را با میکل آنجلو و داوینچی قابل قیاس دانست!

اوج پختگی مثلث مخوف سوئدی در فصل بعد بود. میلان با تکیه بر گل های نوردال، رهبری تاکتیکی گرن معروف به «پروفسور فوتبال» و پاس های دقیق لیدهولم توانست برای اولین بار از سال 1907 به قهرمانی فوتبال ایتالیا دست یابد. تیفوسی ها از سد فنس ها گذشته و به زمین ریختند تا قهرمانی تیم خود در هفته آخر و ربودن جام از دستان اینتر را جشن بگیرند. بدین ترتیب تنها قهرمانی مثلث «GRE-NO-LI» در ایتالیا رقم خورد. 

مثلث هلندی میلان

شاید کمتر کسی با نوستالژی سیاه و سفید دوران طلایی میلان در دهه ۱۹۵۰ میلادی انس و الفتی داشته باشد چرا که هیچ کدام از آن ستاره ها هم اکنون زنده نیستند، اما دوران طلایی میلان به همان سال ها ختم نشد و حدود ربع قرن بعد، یکی از قدرتمند ترین تیم های تاریخ فوتبال در سن سیرو شکل گرفت. این بار باید به ربع قرن قبل برگشته و مدل دیگری از میلان طلایی را مرور کنیم.

جالب این که دوران شکوهمند روسونری همواره با نام یک مثلث طلایی عجین بوده است. اما این بار، مثلث طلایی از هلند بر آمد و از اواخر دهه ۱۹۸۰ تا اوایل دهه ۱۹۹۰ را تبدیل به سال های به یاد ماندنی کند، نه تنها برای هواداران میلان، بلکه برای همه دلدادگان به فوتبال. سال هایی که وقتی نام سری آ، اسکودتو و کالچو را می شنیدیم، قند در دل ها آب می شد. سال هایی که سرزمین چکمه، قلب تپنده فوتبال روی کره خاکی بود. هلند سرزمین گل های نارنجی و مثلثی که لقب «هجوم نارنجی» را برای قرمز و مشکی های شهر میلان به یادگار گذاشت. مارکو فان باستن، رود گولیت و فرانک رایکارد!

پس از آغاز استیلای سیلویو برلوسکونی در سال ۱۹۸۶، مجدداً سال های رخوت و سستی در میلان به پایان رسید وقتی که آریگو ساکی روی نیمکت روسونری نشست. سرعت، قامت رعنا و قدرت تمام کنندگی بهترین شاخصه های یک مهاجم تمام عیار است که «سن مارکو» یا همان مارکو فان باستن هلندی با خود به همراه داشت. برخی از هم کلاسی هایش در دوران مدرسه، او را یوهان کرایف جدید فوتبال هلند نامیدند و الحق که چقدر خوب، فوتبال را می فهمیدند. فان باستن پس از سپری کردن دوره 6 ساله موفق در آژاکس که با 3 عنوان قهرمانی هلند و 4 عنوان آقای گلی در لیگ این کشور همراه بود، در سال 1987 به میلان پیوست.

رود گولیت نیز پس از سن مارکو، به سن سیرو قدم گذاشت. وقتی که پائولو مالدینی و الساندرو کاستاکورتا خط دفاعی میلان را بیمه کرده بودند، رود گولیت وظایف هجومی تری را بر عهده گرفت. روسونری از جا برخاست و برای اولین بار از سال ۱۹۷۹ به عنوان قهرمانی ایتالیا دست یافت آن هم فقط با ۲ باخت از ۳۰ بازی و کنار زدن ناپولی. در حالی که میلان آن فصل را با شکست مقابل فیورنتینا و سپس رم آغاز کرد، اما ۱۹ بازی بدون باخت و سپس به زانو در آوردن ناپولیِ مارادونا، به معنای قهرمانی یاران آریگو ساکی بود. میلان در آن روز، با نتیجه ۳-۲ پارتنوپی (لقب ناپولی) را شکست داد و سایت رسمی یوفا از آن روز یعنی اول ماه می ۱۹۸۸ به عنوان «روز تولد میلانِ ساکی» یاد می کند.

فصل ۸۸-۱۹۷۸ با قهرمانی میلان و آقای گلی دیگو مارادونا به پایان رسید. یازدهمین قهرمانی تاریخ میلان و اولین قهرمانی آنها در عصری جدید. بله! این قهرمانی صرفاً مقدمه ای بود برای آغاز یک عصر جدید، نه تنها در تاریخ باشگاه میلان بلکه در تاریخ فوتبال دنیا. عصری که معمار آن آریگو ساکی بود و ابزار آن، مثلث هلندی که بعدها با حضور فابیو کاپلو تکمیل شد. سومین ضلع مثلث هلندی افسانه ای میلان، کسی نبود جز فرانک رایکارد.

مدافع وسط آژاکس پس از درگیری با یوهان کرایوف و دوران ناموفق حضور در اسپورتینگ لیسبون و زئال ساراگوسا، کمی دیرتر به میلان پیوست تا سرانجام آن مثلث نارنجی تشکیل شود. او با راهنمایی های ساکی، از پست مدافع وسط به یک خط جلوتر رفت تا نقش هافبک دفاعی را ایفا کند. تصمیمی که آریگو ساکی درباره فرانک رایکارد گرفت، دوران بازی وی را متحول ساخت و او را تبدیل به یک برند در این پست کرد. در سال ۱۹۸۸، هر ۳ ستاره هلندی در لیست نهایی توپ طلا قرار گرفتند ولی مارکو فان باستن به این عنوان دست یافت.

حالا دیگر همه قطعات پازل میلانِ ساکی تکمیل شده است. حالا دیگر وقت درو فرا رسیده، درو کردن جام ها، قهرمانی ها و افتخارات بزرگ در عرصه فوتبال ایتالیا و اروپا. میلان رؤیایی در سال های ۱۹۹۲ و ۱۹۹۳ به دو عنوان قهرمانی سری آ دست یافت. فتح الفتوح میلانی ها هنگامی رقم خورد که آنها دو قهرمانی در اروپا را به نام خود نوشته و سپس در فرمت جدید لیگ قهرمانان اروپا در سال ۱۹۹۲ نیز، قهرمان شدند. فینال ۱۹۹۰ مقابل بنفیکا و صحنه ای که رایکارد به سرعت رو به جلو دوید و خود را به فان باستن رسانید تا در آن صحنه، تک گل بازی رقم بخورد. صحنه ای که از آن به عنوان یکی از بزرگ ترین لحظات مثلث هلندی در باشگاه میلان نام برده می شود.

مثلث هلندی میلان در سال ۱۹۹۳ غروب کرد وقتی که فان باستن به علت مصدومیت، مجبور به وداعی زودهنگام از میادین فوتبال شد، رود گولیت به علت اختلاف با مسئولان باشگاه به سمپدوریا رفت و فرانک رایکارد نیز به آژاکس برگشت. 

۴۴۶۴

Powered by WPeMatico

لورکوزن در اندیشه جذب مدافع منچستر یونایتد

وبسایت رسمی برنامه نود – تیم فوتبال بایر لورکوزن آماده است تا با باز شدن پنجره نقل و انتقالاتی زمستانه، برای جذب مارکوس روخو اقدام کند.

به گزارش وبسایت رسمی برنامه نود، مارکوس روخو پس از عملکرد خوبش در جام جهانی 2014 مورد توجه منچستر یونایتد قرار گرفت و پس از دو فصل حضور در اسپورتینگ لیسبون، با مبلغ 16 میلیون پوند به اولدترافورد آمد. او در مدت حضورش در منچستر یونایتد، 43 بار برای این تیم به میدان رفت اما هیچگاه نتوانست عملکرد درخشانی داشته باشد. او حتی با آمدن مورینیو به یونایتد نیز چندان مورد توجه این سرمربی نبود و در 7 بازی ابتدایی تیمش نیمکت نشین بود.

اما پس از مصدومیت مدافعین اصلی منچستر سر انجام توانست به ترکیب اصلی راه پیدا کند و ۶ بار برای سرخپوشان به میدان برود که ۵ بار آن از ابتدا بود. با این حال ظاهرا خوزه مورینیو نظر مثبتی روی این بازیکن ندارد و به نظر می رسد او در لیست خروجی های یونایتد باشد. لورکوزن پیش از این خاویر هرناندز را هم با مبلغی در حدود ۷٫۳ میلیون پوند به خدمت گرفته و امیدوار است این بار نیز موفق باشد یکی از بازیکنان منچستر یونایتد را به تیمش انتقال بدهد. 

هرچند که علی رغم انتقاداتی که از عملکرد او می شود، مورینیو دو بار و پس از دیدار با منچستر سیتی در جام اتحادیه و آرسنال در لیگ برتر، به تمجید از وی پرداخت، اما تابستان امسال روخو حتی تا آستانه جدایی از منچستر یونایتد نیز پیش رفت اما توافق نهایی با هیچ مشتری انجام نشد. باید دید که در زمستان لورکوزن موفق خواهد شد تا این بازیکن را به خدمت بگیرد یا خیر.

۱۳۱۳

Powered by WPeMatico

دکو: به سلطه رئال مادرید پایان دادیم

وبسایت رسمی برنامه نود – پس از تساوی امشب بارسلونا و پیروزی رئال مادرید در جام حذفی، حالا همه نگاه ها معطوف به ال کلاسیکو است.

به گزارش وبسایت رسمی برنامه نود، بعد از ظهر شنبه و از ساعت 18:45 به وقت ایران، تیم فوتبال بارسلونای اسپانیا در حالی در نیوکمپ میزبان رئال مادرید است که 6 امتیاز از این تیم عقب افتاده و نیاز شدیدی به پیروزی در این مسابقه دارد. دکو، هافبک پرتغالی و بازیکن پیشین بارسلونا در خصوص این دیدار می گوید:

این بازی بهترین، جذاب ترین و بزرگترین بازی باشگاهی در جهان است. به همین دلیل است که چشم تمام فوتبال دوستان دنیا به این بازیست. برای من این دیدار بهترین بازی فوتبالی دنیاست. در این بازی مهم نیست که طرفدار چه تیمی باشید بلکه تیمی برنده است که بهتر ظاهر شود. همه چیز بستگی به شرایط بازی دارد. در ال کلاسیکو هر اتفاقی ممکن است رخ بدهد.

وی افزود:

نمی توانم این بازی را پیش بینی کنم. هر دو تیم آماده هستند و از بهترین تیم های دنیا. اولین دیدارم در نوامبر ۲۰۰۴ را به خاطر دارم. ما توانستیم ۳ بر ۰ پیروز شویم. آن دیدار در واقع تغییر قرن بود و پایان سلطه رئال مادرید. پیروزی مهمی به دست آوردیم. دوران فوتبال ما تمام شده است و همه از آن لذت برده ایم. الان وقت آن است که از تماشای بازی ها لذت ببریم.

دکو از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۸ در بارسلونا بازی کرد. دو در ۱۱۳ بازی که با پیراهن لالیگا به میدان رفت توانسد ۱۳ گل برای این تیم به ثمر برساند. وی سابقه حضور در تیم هایی مثل چلسی، بنفیکا و پورتو را نیز در کارنامه دارد.

۱۳۱۳

Powered by WPeMatico

کاوانی صد گله شد

وبسایت رسمی برنامه نود – ادیسون کاوانی، مهاجم تیم فوتبال پی اس جی با دو گلی که امشب به ثمر رساند به رکورد 100 گل با پیراهن این تیم فرانسوی رسید.

به گزارش وبسایت رسمی برنامه نود، مهاجم اروگوئه ای تیم فوتبال پاریسن ژرمن با دو گلی که امشب در دیدار تیمش مقابل آنژه به ثمر رساند توانست به صدمین گلش با پیراهن این تیم دست پیدا کند. به نظر می رسد کاوانی پس از رفتن زلاتان ابراهیموویچ، آرام آرام از سایه این اعجوبه سوئدی خارج و به گلزن شماره یک تیمش تبدیل شده است. او در این فصل تا به اینجای کار 19 گل برای تیمش به ثمر رسانده است.

بهترین فصل  کاوانی که گل هایش را در 166 بازی به ثمر رسانده، به فصل 14-2013 برمی گردد که او توانست 31 گل بزند. این مهاجم 29 ساله هم اکنون پس از ابراهیموویچ 156 گله و پائولتای 109 گله، نفر سوم در لیست بهترین گلزنان تاریخ پی اس جی است و به نظر می رسد اگر در این تیم ماندگار شود، بتواند به رکورد ابراهیموویچ هم دست پیدا کند.

۱۳۱۳

 

Powered by WPeMatico

sdfgh-2

هرکولس ۱ – ۱ بارسلونا؛ تساوی دیگری برای انریکه قبل از ال کلاسیکو

وبسایت رسمی برنامه نود – بارسلونا از دور سوم جام حذفی اسپانیا در زمین هرکولس به میدان رفت.

به گزارش وبسایت نود، در حالی که روز شنبه بارسلونا در ال کلاسیکو باید به مصاف رئال مادرید برود این تیم در جام حذفی اسپانیا مقابل حریفش متوقف شد. از دور رفت مرحله ۱/۱۶ کوپا دل ری هرکولس میزبان بارسلونا بود و در نهایت دو تیم به تساوی ۱-۱ دست یافتند.

در این بازی انریکه با ترکیبی متفاوت و با بازیکن های جوان و ذخیره تیمش را راهی میدان کرده بود. نیمه اول بازی دو تیم به تساوی ۰-۰ دست یافتند اما در آغاز نیمه دوم تیم هرکولس دقیقه ۵۲ توسط داوید ماینز به گل دست یافت. این گل روی اشتباه مدافعین بارسلونا به دست آمده و سانتر ارسالی پس از عبور از مدافعین این تیم در تیر دو به مهاجم هرکولس رسید و او به اثر گذاری روی توپ دروازه سیلیسن را باز کرد. دقیقه ۵۸ کارلس آلنا هافبک ۱۸ ساله بارسلونا با ضربه از راه دور به زیبایی گل مساوی را به ثمر رساند. در دقایق باقی مانده بازیکنان بارسلونا چندین بار تا آستانه زدن گل دوم پیش رفتند اما در نهایت بازی با نتیجه ۱-۱ به پایان رسید.


 

ترکیب دو تیم

۷۸۹۹

Powered by WPeMatico

متن کامل گفت و گوی ۷۲ دقیقه ای عادل فردوسی پور و خداداد عزیزی در برنامه نود

وبسایت رسمی برنامه نود – گفت و گوی خداداد عزیزی در برنامه نود بازتابهای بسیاری داشت.

به گزارش سایت نود، خداداد عزیزی به خاطر سالروز هشتم آذر با عادل فردوسی‌پور گفت و گو كرد. گفت و گویی که بیش از 70 دقیقه طول کشید.

متن کامل گفت و گوی خداداد عزیزی و عادل فردوسی پور را می توانید در ادامه بخوانید. همچنین در پایان متن مصاحبه، با کلیک کردن روی لینک ویدیوهای شش بخش گفت و گوی عزیزی با برنامه نود می توانید ویدیوی این مصاحبه ها را هم ببینید:

عادل فردوسی پور: خب خداداد الان هشتم آذر هستیم و نزدیک بیست سال از هشت آذر معروف می گذرد؛ تو هنوز هشت آذر برایت یک روز خاص هست یا نه؟ یا اینکه این روز دیگر برای تو عادی شده؟

خداداد عزیزی: برای من واقعاً روز خاصی است. چون فوتبال ایران و همه آنهایی که فوتبالی هستند و آنهایی که فوتبالی نیستند، ۸ آذر را فراموش نمی کنند. من الان هم که بعد از بیست سال مردم را در خیابان می بینم، هنوز مردم از آن روز خاطره دارند و این مسئله به خودی خود امید را برای من زنده می کند. اتفاقات عجیبی که آن روز افتاد، فوتبال عجیبی که انجام شد! زمانی که از آلمان برای انجام این بازی می آمدم، همه همبازی های من توقع چهار پنج تا گل را داشتند که استرالیا به ما بزند، زیرا آنها تیم شناخته شده ای بودند و عده ای در آلمان و انگلیس و …. بازی می کردند ولی ۸ آذر که می رسد، همه دوستان نزدیکم برای من پیام تبریک می فرستند. دلیلش هم این است که خیلی ها فوتبال مرا با آن روز می شناسند.

 

عادل فردوسی پور: ما بعد از آن دوره، دو دوره دیگر هم به جام جهانی رفتیم هم جام جهانی ۲۰۰۶ و هم جام جهانی ۲۰۱۴٫ اما هیچ کس یادش نیست که کدام بازی باعث شد به جام جهانی ۲۰۰۶ یا ۲۰۱۴ برویم، یا اینکه اصلاً تاریخ صعود به دو دوره بعدی خیلی در خاطر مردم نمانده؛ چرا فکر می کنی که آن بازی در ذهن همه مردم ثبت شده است؟

خداداد عزیزی: یک مسئله این است که ما بعد از بیست سال به جام جهانی رفتیم. اما بحث دیگر اینکه ما در دور رفت مقدماتی نتایج خیلی خوبی گرفتیم و می توانیم با نتایج همین دوره مقایسه کنیم که در این دوره هم در مرحله رفت خیلی خوب نتیجه گرفته ایم؛ اما در دور برگشت از چهار بازی دو باخت و یک مساوی و فقط یک برد به دست آوردیم. به ویژه بازی با قطر که آن اتفاقات افتاد کار ما بسیار سخت تر شد. و دیگر اینکه بازی های ما بعد از جام ملت های ۱۹۹۶ بود و سطح توقع مردم خیلی بالا رفته بود. بعد از این مرحله به ژاپن رسیدیم و این بازی را هم با گل طلایی باختیم. بازی با استرالیا در تهران هم با وجودی که بچه ها خوب بازی کردند، اما به نتیجه مساوی یک بر یک دست پیدا کردیم. و یکسری اتفاقات دیگری هم رخ داد که استرالیایی ها افکار عمومی مردم را تحریک کردند و با گفته های خودشان مردم را روی این بازی حساس کردند، و حساسیت عجیبی روی این بازی ایجاد شد. وقتی به استرالیا هم رفتیم در آنجا هم همین کارها را انجام دادند و رفتارهای خاصی داشتند که مردم نسبت به این بازی خیلی تحریک شدند. به نظر من در دوره های بعدی که تیم ملی ایران در بازی با بحرین و بازی مقابل کره جنوبی به جام جهانی راه یافت، حساسیت بازی با استرالیا را نداشت. و شاید هم تیمی که در دوره بعدی روبروی ما بازی کرد، تیم ملی استرالیا نبود چون از استرالیا یک غول بزرگی برای ما ساخته بودند. و نظر شخصی من این است که مردم در آن زمان فوتبالی تر از الان بودند. الان مردم همه چیز را از دنیای مجازی دنبال می کنند، اما در آن سالها مردم فقط منتظر تلویزیون بودند که بازی را پخش کند و به تماشای بازی بنشینند.

 

عادل فردوسی پور: فکر می کنی اگر آن ضربه را گل نمی کردی، الان در چه وضعیتی بودی؟ زندگی ات به همین شکل بود؟ و اتفاقات فوتبالی تو را به اینجا می رساند یا نه؟

خداداد عزیزی: من و علی دایی و کریم باقری قبل از بازی با استرالیا به آلمان رفتیم. خودم از آلمان برای این بازی آمدم و سابقه بازی در بوندسلیگا را داشتم. شاید شرایط فوتبالی من تغییر خاصی نمی کرد. به نظر من اینقدر نسبت به بازی با استرالیا جوسازی شده بود که مثلاً می بازیم، اگر آن توپ گل نمی شد باز هم اتفاق خاصی نمی افتاد و مردم شاید با نتیجه شکست ۲ بر یک هم راضی بودند. همین الان هم که شرایط بازی را به یاد می آورم یا فیلم بازی را می بینم، می پرسم که آیا واقعاً سرعت این بازی اینقدر بالا بود یا تلویزیون بازی را به این صورت نشان می دهد؟ یکی از دلایلی که مردم بیش از حد شاد شدند و شادی کردند این بود که هیچ کس چنین توقعی از ما نداشت که در زمین حریف به تساوی ۲ بر ۲ برسیم. اما اگر توپ گل نمی شد و بعد فیلم بازی را می دیدم، ناراحت می شدم چون من در آن لحظه ابراهیم تهامی را کنار خودم ندیدم. اگر الان در آن شرایط قرار بگیرم به ابراهیم تهامی پاس می دهم. ابراهیم تهامی هم یک بار در برنامه شما گفته بود که خداداد در آن صحنه به من پاس نداد. اما اگر دوباره چنین صحنه ای تکرار بشود، حتماً به ابراهیم تهامی پاس می دهم.

 

عادل فردوسی پور: به نظر من اگر دوباره هم تکرار بشود، پاس نمی دهی، به این دلیل که به خاطر این پاس این همه محبوب شدی؛ این درست که تو چهره کاریزماتیکی هستی، اما باید گفت که بخش عمده ای از محبوبیت تو به خاطر گل به استرالیا بود….

خداداد عزیزی: بله قطعاً

 

عادل فردوسی پور: خب به همین خاطر می گویم که پاس نمی دادی در آن صحنه….

خداداد: یعنی به خاطر محبوبیتم پاس ندهم؟ من خودم زمانی که فوتبال بازی می کردم اگر می دیدم که شرایط بازیکن کناری من بهتر است، فوراً به او پاس می دادم. یعنی فوروارد خودخواهی نبودم. البته شاید کنار مهاجمانی بازی کردم که خودخواه تر از من بودند، اما من واقعاً مهاجم خودخواهی نبودم. اما باز هم می گویم همه محبوبیت یا بخش عمده آن به خاطر همین گلی است که به استرالیا زدم؛ شاید خیلی ها یادشان نباشد که من بهترین بازیکن سال آسیا شدم، در تیم های اروپایی و آمریکا بازی کردم، اما گل به استرالیا را خوب به یاد دارند. اما باز هم تأکید می کنم که اگر دوباره در آن صحنه باشم به ابراهیم تهامی پاس می دهم چون ابراهیم را دوست دارم و او هم آدم صادقی است. وقتی یک شخصی در برنامه زنده می آید و می گوید ۱۴ نفر را دریبل می زدم، معلوم است که آدم بسیار ساده ای هست چون الان لیونل مسی و مارادونا هم نمی تونن ۱۴ نفر را دریبل کنم. چه برسد به …(می خندد) حالا یک خاطره از همین گل بگم. زمانی که در تیم پاس بازی می کردم یک روز بر سر مسئله ای با رسول خطیبی که آن زمان حدوداً بیست ساله بود، بحث کردیم و رسول هم به من گفت برو بابا یک گل به استرالیا زدی ما را بیچاره کردی!

 

عادل فردوسی پور: گل استرالیا را با چه چیزی حاضری عوض کنی؟

خداداد عزیزی: واقعاً با هیچی عوض نمی کنم. اگر بحث مالی باشد در این فوتبال به خیلی چیزها رسیدم حتی قبل از گل به استرالیا؛ گل به استرالیا برای من شهرت آورد که شکی در این مسئله ندارم ولی آن گل برای مردم شادی آورد و چیزی که باعث شادی مردم بشود خیلی ارزش دارد و از هر چیزی بهتر است. آن گل را با هیچی حتی عنوان بهترین بازیکن و … عوض نمی کنم.

 

عادل فردوسی پور: یک بار ظاهراً یکی از بازیکنان یا یک نفر به شما می گوید که هنوز داری نان آن گل را میخوری و شما هم جواب دادی که اگر من دارم نان آن گل را می خورم شما دارید چلو کبابش را می خورید…

خداداد عزیزی: ببینید اون گل در کنار تلاش بچه ها باعث شد تیم ملی به جام جهانی بره. و اون موقع هم سطح اطلاعات مردم مثل الان نبود. فدراسیون ما بابت صعود به جام جهانی و سه بازی حدود سه میلیون فرانک سوئیس پول گرفتیم. دلیل اینکه با مسئولان فدراسیون یعنی آقای صفایی فراهانی و گروه ایشون اختلاف داشتیم این بود که در فرانسه با آنها بحث کردم و آنها گفتم که همه تیم هایی که به جام جهانی راه پیدا می کنند، مسئولین فدراسیون آنها به همراه یکی دو نفر از بازیکنان بزرگتر تیم با اسپانسر جلسه ای میذارن و درصدی از پول قرارداد رو به بازیکنان تیم میدن چون این بازیکنان در زمین بازی می کنند. و همه مسئولان فدراسیون هم این مسئله را می دانند هم آقای کفاشیان، آقای تاج و هم آقای صفایی فراهانی. البته اون جمله ای که آن بنده خدا به من گفت به شوخی بود و من هم به شوخی در جوابش گفتم که اگر من نان گل استرالیا را می خورم شما چلو کبابش رو می خورید و واقعاً هم می خوردند و به قول معروف سفره ای پهن بود و …..

 

عادل فردوسی پور: حالا به غیر از گلی که به استرالیا زدی، ماندگارترین صحنه ای که در فوتبال خلق کردی چه صحنه ای بوده؟

خداداد عزیزی: یک سری بازی هایی را در ابومسلم انجام دادم که متأسفانه فیلم این بازیها نیست، اما همبازی های آن زمان یعنی سال ۶۸ یا ۶۹ می توانند برای شما شهادت بدهند که من ۴ یا ۵ نفر را دریبل کردم در مسابقات باشگاه های استان؛ یا یک بازی در تبریز با تیم تراکتور سازی داشتیم که در زمین برفی تبریز هم چند نفر رو با هم دریبل کردم اما هیچ وقت به ۱۴ نفر نرسیدم و نتوانستم مثل ابراهیم تهامی باشم.

 

عادل فردوسی پور: در فوتبال به حقت رسیدی؟

خداداد عزیزی: من راضی ام. هیچ وقت آدم زیاده خواهی نبودم. البته گاهی اتفاقاتی می افتد که مثلاً برخی مواقع شانس نداشتم، گاهی اوقات خودم تصمیم بدی گرفتم. به عنوان مثال همان سالی که از جام جهانی برگشتیم، اتلتیکو مادرید و تاتنهام مرا می خواستند اما باشگاه کلن اجازه رفتن به این تیمها را نداد. برند شوستر در جام جهانی مفسر بازی ایران و آلمان بود و از اتفاق همان سال مربی کلن شد و دیگر اجازه نداد از این تیم جدا شوم. شاید اگر به اتلتیکو مادرید یا تاتنهام می رفتم، شرایط برایم فرق می کرد چون فکر می کنم سبک فوتبال من به این دو تیم بیشتر می خورد تا فوتبال آلمان که همه اش سخت و درگیرانه بازی می کنند و البته باید بگویم گاهی اوقات هم خودم تصمیمات اشتباهی گرفتم مثلاً سالی که به ایران برگشتم یک پیشنهاد بسیار خوب از عربستان داشتم که می توانستم به این کشور بروم اما تیم پاس را انتخاب کردم و به ایران آمدم.

 

عادل فردوسی پور: شما یک فرد رک بودی و این ممکن است در خیلی جاها به مذاق بعضی ها خوش بیاید و بگویند که حرف دل ما را زدی، اما بعضی جاها هم همین رک بودن شما مصداق این ضرب المثل میشه که زبان سرخ سر سبز می دهد دهد بر باد…

خداداد عزیزی: ببینید آقای فردوسی پور شما فرد فوتبالی هستید و می دانید که من برای مسائل فوتبالی حرف زدم نه غیر فوتبال. اینکه به رئیس فدراسیون بگویم درصد زحمت کشیدن بچه ها و حق آنها را بده، حرف بی ربطی هست؟ من هیچ وقت یادم نمی رود که به آقای صفایی فراهانی گفتم علی لطیفی که بازیکن جام جهانی رفته ماست الان در محله خزانه تهران اجاره نشین است. چرا بازیکنی که جام جهانی رفته نباید خانه داشته باشد؟ این پولی که شما ۳ میلیون فرانک سوئیس از فیفا می گیرید اگه حتی ۲۰ درصد از آن را هم بین بچه ها تقسیم کنید، علی لطیفی می تواند خانه بخرد. اما این حرف به مذاق آقایان خوش نیامد و دقیقاً بعد از جام جهانی فقط یک بازی دوستانه به کویت رفتیم که مربی تیم هم مرحوم منصور پورحیدری بود. بعد ۱۹ ماه مرا به تیم ملی دعوت نکردند به این بهانه که خداداد در اردوی تیم ملی بی انضباطی کرده و با دمپایی به لابی هتل آمده؛ خیلی از بازیکنان با شورت مامان دوز در لابی بودند بی انضباطی نبود اما من با دمپایی که آمدم بی انضباطی به حساب می آمد. قبول دارم که تند صحبت می کنم و از این بابت ناراحت نیستم اما اگر کمی سیاستمدار بودم شرایط من الان خیلی فرق می کرد. آقای همایون شاهرخی به یکی از دوستان من گفته بود که به خداداد بگو یک کم سیاست داشته باشد.

 

عادل فردوسی پور: نکته ای که می خواهم بگویم این است که تو با این کیفیت بازی که مرد سال فوتبال آسیا شدی، در اف ث کلن آلمان بازی کردی، فقط ۴۷ بازی و ۱۱ گل ملی داری. تقریباً با همه مربیانت مشکل داشتی؛ و این مسئله تو را از چیزی که استحقاقش را داشتی، دور کرد. در پاس با مجید جلالی، همایون شاهرخی، مصطفی دنیزلی و … در تیم ملی هم با همه مربیان در مقاطعی مشکل داشتی. قبول داری که این مسئله بیشتر به ضرر تو شده و اگر کمی رعایت می کردی بیشتر در چشم بودی؟

خداداد عزیزی: هر آدمی یک سری خصوصیاتی دارد. اما من هیچ وقت با مربیانم دعوا نداشتم یا برای بازی کردن یا بازی نکردن با آنها مشکل نداشتم ولی حتماً یکسری اتفاقاتی افتاده که با آنها به مشکل خوردم و نتوانستم آنها را بپذیرم و هضم کنم به همین خاطر بین ما اختلافاتی پیش می آمد. مثلاً زمانی که بلاژوویچ به ایران آمد و در یک دیدار دوستانه که داستان پیراهن شماره ۱۱ من پیش آمد و به خودم گفتم یعنی او تازه به ایران آمده، شماره پیراهن همه را می داند اما شماره من را نه؟ و بعد از بازی تصمیم عجولانه ای گرفتم و آقای چلنگر هم شاهد هست که رفتم پیش بلاژویچ و گفتم من نمی توانم با شما کار کنم. حتی به من گفت کجا می خواهی بری؟ من تازه پلی میکر تیم خودم را پیدا کرده ام. شاید اگر آن تصمیم عجولانه را نمی گرفتم و در تیم می ماندم، بازی های بیشتری در تیم ملی حضور داشتم چون شانس بازی داشتم و می توانستم به تیم ملی کمک کنم اما این تصمیم را گرفتم. در هر صورت حرف شما را قبول دارم و منطقی هم هست حرف شما. من زمان آقای پروین در سال ۱۳۷۰ به تیم ملی دعوت شدم و دو بازی دوستانه مقابل کامرون و اسپارتاک مسکو بازی کردم.

 

عادل فردوسی پور: بازی کامرون مساوی شد من هم در استادیوم بودم…

خداداد عزیزی: حدود دقیقه ۷۰ رفتم داخل زمین؛ و آن تیم یعنی کامرون هم خیلی قوی بود. البته قبل از آن هم در تیم ملی امید هفت – هشت بازی انجام دادم. دقیقاً سال ۱۳۷۰ به تیم ملی دعوت شدم. از ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۲ می شود ۱۲ سال در تیم ملی بودم که قبول دارم که در  12 سال 47 بازی ملی هیچی نیست. یعنی من زودتر از علی دایی به تیم ملی دعوت شدم. علی دایی دو سال بعد از من به تیم ملی آمد که فکر کنم برای بازی های آسیایی بود. علی دایی دو سال هم بعد از من فوتبال بازی کرد. علی دایی 150 بازی ملی کرد اما من نه. البته آدمها شخصیت هایی دارند که یک سری تصمیماتی می گیرند که شاید به نفع آنها نباشد. البته حرف شما را هم می پذیرم که اگر شاید رفتار خودم را بیشتر کنترل می کردم شرایط برای من بهتر بود  ولی برای من مهم نیست.

عادل فردوسی پور: در عرصه مربیگری چطور؟ همه انتظار دارند که خداداد که اینقدر باهوش بوده و هوش تو را به عنوان یک مصداق بزرگ بازی تو یاد می کردند؛ به نظرم در عرصه مربیگری هم در اوایل هنوز این روحیه را داشتی. مثلاً آن بازیکن که فکر کنم اسمش عسگری بود، از زمین کشیدی بیرون تا یک سری شلوغ کاری های کنار زمین و کنفرانس های خبری و از این دست اتفاقات. اما به نظرم الان یه کمی آرامتر شدی و داری به مرز پختگی می رسی. قبول داری که آرامتر شدی الان؟

خداداد عزیزی: در بحث مربیگری قبول دارم اما زمان بازی کردن را اگر بگویی هنوز هم قبول نمی کنم چون در زمان بازی شما در زمین فقط جور خودت را می کشی اما مربی فقط جور خودش را نمی کشد بلکه جور یک تیم را می کشد. و خودم هم فکر می کنم هر چه بیشتر می گذرد و سنم بالاتر می رود بعضی مسائل را می توانم تحمل کنم و البته متوجه می شوم که مثلاً در کجا اشتباه کردم. من انتخاب های اشتباهی داشتم. در سن ۳۵ سالگی مربیگری را با ابومسلم شروع کردم که اولین بازی ما هم برابر پرسپولیس در ورزشگاه آزادی بود. الان هر چه سنم بیشتر می شود تجربه بیشتری هم به دست می آورم. مربیگری مثل فوتبال بازی کردن نیست که شما هر چه تجربه هم داشته باشی، در سن ۳۵ سالگی باید کنار بکشی اما در مربیگری چنین مسئله ای دیده نمی شود. من انتخاب های اشتباهی در عرصه مربیگری داشتم. مثلاً با ابومسلمی شروع کردم که هیچی پول نداشت.

 

عادل فردوسی پور: همه تیم های بی پول نصیب تو می شد.

خداداد عزیزی: خب در مشهد اصلاً پول نیست همین الان هم نیست. الان که با سیاه جامگان کار می کنم، باز هم پول نیست اما فرقش این است که الان دیگر با آن دید نگاه نمی کنم. الان بیشتر فکرم را روی بازیکنان و جمع و جور کردن آنها می گذارم اما آن زمان همه کاره خودم بودم؛ تدارکات بودم دنبال بلیت هواپیما بودم، دنبال هتل بودم و همه کارهای تیم را خودم انجام می دادم اما الان دیگه نه و سعی کردم دیگر به تیمی نروم که پول نداشته باشد. امسال هم چند پیشنهاد مربیگری داشتم که تماس گرفتند و گفتم پول دارید که بیایم؟ و چون پول نداشتند نرفتم. الان دیگر فوتبال فقط پول است و بازیکن اگر پول نداشته باشد برای تیم بازی نمی کند. در مورد مربیگری این مسئله ای که شما به آن اشاره کردی قبول دارم و سعی می کنم هر چه بیشتر آرامش خودم را حفظ کنم و هر چه بیشتر می گذرد شرایط من بهتر می شود. اما در مورد سر و صداهای کنار زمین که شما گفتید، قبلاً به آقای کامرانی فر هم گفتم اینکه در کنار زمین اعتراض می کنم به خاطر ضایع کردن داور یا ایجاد جو در ورزشگاه نیست. ببینید مورینیو اعتراض می کند، فرگوسن هم اعتراض می کند. شما که این همه فوتبال گزارش می کنید یک مربی در دنیا به من نشان بدهید که به داور اعتراض نکند. مگر می شود وقتی مربی حس می کند حقی از تیمش ضایع شده، در کنار زمین اعتراض نکند؟ مسئله این است که آنها مربی خارجی هستند و دیده نمی شوند اما ما ایرانی هستیم و دیده می شویم. به عنوان مثال، آقای کی روش در بازی با قطر اعتراض کرد و بطری آب را به زمین کوبید، همه گفتند به به چقدر خوب اعتراض می کند! اما اگر ما اعتراض کنیم دیگر کارمان تمام است. به طور کلی در مورد مربیگری حرف شما را قبول دارم و هرچه جلو می روم آرامتر می شوم و با دید دیگری به مسائل نگاه می کنم و فعلاً هم دارم با همین منوال پیش بروم تا ببینم چه می شود.

 

عادل فردوسی پور: الان که خودت مربی شدی، اگر یکی از بازیکنان تیمت همان کارهای خودت را انجام بدهند، مثلاً  بازیکن را تعویض کنی مثل همان اتفاقی که در بازی ایران و آمریکا افتاد و جلال طالبی در دقیقه 82 تو را تعویض کرد و تیم هم 2 بر یک از آمریکا جلو بود. خب چه لزومی داشت که آن مسائل پیش بیاید….

خداداد عزیزی: اینها اتفاق است و قبل از این هم بحث کردیم که خیلی از اتفاقات پیش می آیند که اتفاق غلطی هستند و به همین دلیل هم من از کوره در رفتم. جریان تعویض به این صورت بود که آقا نادر محمدخانی به من گفت انگشت پایم بی حس شده، تو به آقا جلال بگو من را تعویض کند. آن موقع هم می خواستند کرنر بزنند که رو به نیمکت با اشاره دست به نیمکت گفتم که آقا نادر می گوید مرا تعویض کن و قشنگ با دست نشان دادم. بعد از چند دقیقه دفاع آمریکا روی پای من تکل رفت و افتادم و مرا با برانکارد از زمین بیرون بردند و داشتند من را از زمین بیرون می بردند که دیدم علی منصوریان دارد به جای من به زمین می رود. وقتی آمدم بیرون به آقا جلال گفتم چرا من را تعویض کردی؟ و ایشان هم گفت مگر خودت نگفتی؟ و به ایشان گفتم آقا نادر را گفتم که بعد از آن یکسری اتفاقات ناخوشایند پیش آمد. همان شب رفتم عذرخواهی کردم، چون این خصوصیت را دارم که هم زود عصبانی می شوم و هم زود آرام می گیرم. اما آقایان این مسئله را فراموش نکردند. الان که خودم مربی هستم، این اتفاقات را نمی پذیرم. ولی در اینجا دو حالت وجود دارد یا مربی با بازیکن خود برخورد می کند یا برخورد انضباطی نمی کند. من از آدم هایی هستم که با بازیکن برخورد می کنم. مثلاً یک خداداد عزیزی در تیمم داشته باشم و از این کارها انجام بدهد، من با او برخورد می کنم.

 

عادل فردوسی پور: حتی اگر به لحاظ فنی خوب باشد؟

خداداد عزیزی: من برخورد می کنم. شاید شخص دیگری باشد، این برخورد را انجام ندهد. مربیان تیم ملی هم تصمیم گرفتند که با من برخورد نکنند. و این مسئله تقصیر من نیست که با من برخوردی نکردند. ولی حرف هایی که شما می زنید، الان دقیقاً درک می کنم اینکه بازیکن زود بخوابند، چه کار بکند و چه کار نکند. اگر در آن زمان پیش مربی تیم می رفتیم و می گفتیم که فلان بازیکن دیر می خوابد یا شب اردو را ترک می کند، مربی در جواب می گفت من پاسبان آن بازیکن نیستم. اما ما باید اندوخته خود را به جوانان منتقل کنیم. من خودم ساعت ۱۱ شب می خوابیدم. شاید اگر همین اتفاقاتی که الان راجع به آنها بحث می کنیم، فرد صبورتری بودم و تفکر بیشتری در این مورد می کردم، شاید شرایط فوتبالی من فرق می کرد، می توانستم بازی های ملی بیشتری داشته باشم و خیلی به نفع من می شد. اما من به بازیکنانم می گویم آقا استراحت کنید شب زود بخوابید….

 

عادل فردوسی پور: قلیان نکشید، سمت دود نروید….

خداداد عزیزی: بله قلیان نکشید، سمت دود نروید. دود به درد شما نمی خورد البته اگر حرف ما را گوش کنند. من به بازیکنانم مهدی هاشمی نسب رو مثال می زنم که دوران بازی همیشه ساعت ۱۰ شب می خوابید و نیازی هم نبود کسی به او بگوید و موبایلش را هم کسی نمی گرفت؛ اصلاً ما خودمان به همین شکل زندگی می کردیم. ما وظیفه داریم که به بازیکنان خودمان این مسائل را بگوییم؛ حال اگر کسی گوش کند استفاده می برد. اما آن زمان هیچ کس این حرفها را به ما نمی گفت. من وقتی چشم یک بازیکن مثلاً هافبک نفوذی یا مهاجم را می گیرد، یکسری نکاتی را می گویم که مخصوص خود من بوده.

 

عادل فردوسی پور: در مورد سال ۱۹۹۸ خیلی صحبت کردیم؛ حالا کمی فضا را عوض کنیم. بامزه ترین بازیکنی که در آن تیم بود؟

خداداد عزیزی: نسل ما همه بامزه بودند. مثلاً مهرداد میناوند خیلی بامزه است اما آن موقع هیچ کس مثل استاد اسدی نبود. هر وقت هم که با بچه ها حرف پیش می آید همه از استاد می گویند. آدم بامزه ای و فوتبالیست قوی بود و همه ایشان رو دوست داشتند و همیشه دور و بر او بودند.

 

عادل فردوسی پور: سال ۹۸ شانسی که آوردی این بود که کادر فنی تغییر کرد. و بعد از این تغییر و تحولات تو به ملبورن رفتی و آن اتفاقات افتاد. به نظرم اگر آقای مایلی کهن توی تیم ملی ادامه می دادند، تو دیگه به تیم ملی دعوت نمی شدی به خاطر آن مصاحبه معروف!

خداداد عزیزی: من تنها مرتبه ای که یادم می آید در زمان آقای مایلی کهن مصاحبه کردم، مصاحبه در مورد آقای هاشمی طبا به عنوان رئیس وقت سازمان تربیت بدنی بود. ایشون یک مصاحبه انجام داده بودند و من هم فقط پاسخ ایشان را دادم.

 

عادل فردوسی پور: در مورد ماجرای پاسها؟ یک ویدیویی هم هست، کی فیلمبرداری کرده این ویدیو را؟

خداداد عزیزی: الان توضیح می دهم. بحث من با اقای هاشمی طبا از آنجایی شروع شد که من در بازی ایران و قطر در دور رفت زانویم آسیب دید و از آقای مایلی کهن اجازه گرفتم که به آلمان بروم و پایم را مداوا کنم چون آن موقع در کلن بودم و در ایران هم دکتر نداشتیم. یک آجر به پای ما می بستند به جای وزنه. به آلمان رفتم و در آن هفته ما استراحت داشتیم و هفته بعد با چین بازی داشتیم. پس از مداوای پایم از آلمان به آقای مصطفوی در ایران زنگ زدم چون تیم کلن وسط هفته بازی داشت و می خواستم از ایشان اجازه بگیرم که سه شنبه برای کلن بازی کنم و چهارشنبه هر جور شده خودم را به ایران می رسانم. این خبر به آقای مایلی کهن رسید و ایشان هم اول گفت اگر نیایی و آنجا بازی کنی، تو را این هفته بازی نمی دهم و بعد هم گفت اخراجت می کنم که خلاصه من آمدم و بازی نکردم برای کلن. اما آقای مایلی کهن در بازی با چین به من بازی نداد و آقای مدیر روستا به جای من بازی کرد. هفته بعد به عربستان رفتیم و دقایق آخر قرار بود به زمین بروم که یکی از بازیکنان ما اخراج شد و آن بازی را هم با یک گل شکست خوردیم. بعد از این بازی که به ایران آمدیم، در ورزشگاه آزادی تمرین می کردیم که تماشاگرانی برای تماشای تمرین آمده بودند، علیه مایلی کهن شعار دادند که چرا به من بازی نداده است. این مسئله نظر تماشاگران بود و به من هم ربطی نداشت، چون فامیل و بستگان من که نبودند. بعد از آن آقای هاشمی طبا مصاحبه ای کردند در انتخاب خداداد عزیزی برای انتخاب بهترین بازیکن آسیا اشتباه کردند و ما بهتر از خداداد هم داریم. در اینجا من پاسخ ایشان را دادم و گفتم شما که مدرک شیمی دارید نباید در مورد فوتبال اظهار نظر کنید. رئیس سازمان تربیت بدنی هستید که باشید درباره فوتبال که نباید اظهار نظر کنید. هر کشوری از این خوشحال می شود که یک بازیکنش به عنوان بهترین بازیکن سال آسیا انتخاب بشود، حالا که ما انتخاب شدیم شما ناراحت شده ای؟ به همین خاطر کلاً رابطه خوبی با آقای هاشمی طبا نداشتم. در جام جهانی که بودیم بعد از برد مقابل آمریکا، آقایان تشریف آوردند فرانسه که در برد ایران شریک باشند. بالاخره تیم ملی برنده شده بود و همه موقع برد هستند؛ چون بازی یوگسلاوی را که باختیم هیچ کس نیامد اما تا بازی با آمریکا را بردیم همه فردای بازی ریختند آنجا. شب بازی با آلمان، موقع شام با آقای صفایی فراهانی و بقیه نشسته بودیم و وقتی شام را خوردیم با علی دایی رفتیم پائین  و این ویدیویی که شما گفتید همانجا بود که یک نفر از ما می گرفت. وقتی پایین رفتیم آقای ابراهیمی تدارکات تیم آمد و گفت بیایید بالا آقای هاشمی طبا می خواهند صحبت کنند. من گفتم نمی آیم. آخر شب بازی آقای هاشمی طبا با ما چه کاری دارند؟ علی دایی هم گفت من هم نمی روم. اما بعد افشین پیروانی و آقای صفایی و چند نفری آمدند که به ما گفتند بیایید که بالاخره رفتیم. آقای هاشمی طبا یک ماژیک برداشتند و رفتند پای تخته و شروع کرد به گفتن اینکه پنج نوع پاس داریم پاس از روی محبت و پاس از روی ترس و پاس از روی رفع مسئولیت و … توضیح هم می داد که پاس از روی رفع مسئولیت که برای شانه خالی کردن از مسئولیت هست و پاس از روی ترس که مثلاً یک بازیکن از علی دایی می ترسد و به او پاس می دهد و پاس از روی محبت هم پاسی که وقتی به یک نفر علاقه داری به او پاس می دهی و …. خلاصه آن شب یک عالمه پاس جدید اختراع کردیم و رفتیم. این ویدیو که نشان دادید مال همون شب بازی با آلمان و بعد از این جلسه است.

 

عادل فردوسی پور: رابطه تو با علی دایی فراز و نشیب زیاد داشت و درگیری هایی با هم داشتید مثل آن درگیری بر سر نوار کاست آذری بود که در آمریکا اتفاق افتاد و تو کاست را شکستی و گفتی کی آهنگ آذری گوش میده و …. اما بعد از آن رابطه شما همواره توأم با احترام متقابل بوده …

خداداد عزیزی: ببینید در دوران بازی شما در یک خانواده هستی و طبیعی است که در یک خانواده درگیری پیش می آید اما من الان رابطه فوق العاده خوبی با همبازی های خودم دارم. با آقای عابدزاده که خیلی سخت می شود با ایشان کنار آمد الان رابطه فوق العاده ای دارم؛ با علی کریمی، با علی دایی، با کریم باقری یا مهرداد میناوند و علی منصوریان که با عمع رابطه خوبی دارم و هیچ کدام نیست که رابطه من با آنها خوب نباشد و مشکلی با هم داشته باشیم. در مورد علی دایی باید بگویم که من در کل دوران بازی دو بار با علی دایی مشکل پیدا کردم یعنی با هم بحث کردیم.  یکی در استرالیا روز قبل از بازی موقع ناهار و یکی هم در آمریکا. ما برای سه بازی تدارکاتی به آمریکا رفته بودیم. آنجا یک آقایی آمد به هر یک از بچه ها یک نوار کاست داد و ما هم هرجا که می رفتیم این نوار رو می گذاشتند در ضبط و ترکی می خواند. حالا آنها خودشون متوجه می شدند اما ما نمی فهمیدیم که چی می خواند. خلاصه آقایان خاکپور و مهدوی کیا و …. ما را وکیل کردند که یک کاری بکن و یک بلایی سر این نوار کاست بیاور. من هم رفتم کاست را شکستم و از پنجره انداختم بیرون. وقتی علی دایی می آمد اول به راننده می گفت روشن کن. اون دفعه هم تا آمد یک عده ای از دوستانی که همزبان علی دایی بودند به علی گفتند که خداداد کاست را شکست. او هم آمد و گفت کی شکست که من هم گفتم من بودم ما چه گناهی کردیم که باید همیشه ترکی گوش کنیم؟ شاید ما دوست نداشته باشیم ترکی گوش کنیم. اما همیشه رابطه من و علی خیلی خوب بوده و به او احترام می گذارم و خودش هم می داند. همین بازی نفت که آمده بودند مشهد، من به احترام علی مصاحبه هم نکردم و نرفتم مصاحبه مطبوعاتی. اما علی دایی موقعی که تیم نفت گل دوم را به ما زد آنقدر به هوا پرید که در دوران بازی اینقدر هوا نمی پرید. من حتی موقع گل تیم خودم خیلی خوشحالی نکردم. بهزاد غلامپور هم که خیلی با هم رفیق هستیم از زمان پاس، در این بازی به احترام من مثل همیشه روی دوش علی دایی نپرید. اما علی دایی چنان خوشحالی کرد توی اون بازی که (می خندد) اما با همه حرف و حدیث هایی که هست اما من معتقدم که علی دایی شناسنامه فوتبال ماست و من علی را خیلی دوستش دارم.

 

عادل فردوسی پور: آقا این جملات رو کی گفته؟ خداداد عزیزی با همه مخالف است و من مستثنی نیستم اما من دوستش دارم بدون او فوتبال ایران جالب نمی شد مثل خود من. فوتبال بدون جنجال به چه دردی می خوره. عزیزی را من می بخشم با اینکه خیلی علیه من حرف زد. او روحیه یک ورزشکار را هم نداشت.

خداداد عزیزی: نمی دانم!

عادل فردوسی پور: همان پیرمرد، شماره ۱۱…..

خداداد عزیزی: آهان! بلاژویچ؟ روحیه یک ورزشکار که نمی دانم باید چه جوری باشدو ایشان نظرش را گفته اما من علیه او هیچ وقت حرفی نزدم. ایشان مصاحبه کرد و من هم جوابش را دادم. اینکه چون ایشان مربی تیم ملی هست حرف بزند و من جواب ندم که نمی شود. در کل ایشان ضرر نکرد فوتبال ایران ضرر کرد چون در آن دوره به جام جهانی نرفتیم با همه ادعاهایی که آقای بلاژویچ داشت.

 

عادل فردوسی پور: در مورد پاس اگر بخواهیم صحبت کنیم تو با سه مربی پاس یعنی همایون شاهرخی، مجید جلالی و مصطفی دنیزلی مشکل داشتی.

خداداد عزیزی: اتفاقاً با همایون خان خیلی رابطه خوبی داشتم.

 

عادل فردوسی پور: چرا یک سری مشکلاتی با همایون خان داشتی که من خوب یادم است…

خداداد عزیزی: پیدایش کنید از همایون شاهرخی بپرسید. ایشان به من می گوید پسرم. آنقدر که من را دوست داشت. فقط در یک مورد در اواخر کارش با ایشان مشکل پیدا کردم. من همایون خان را دوست داشتم به خاطر صداقتش. من به خاطر ایشان قرارداد با پاس رو سفید امضا کرده بودم چون هفت هشت سال قبل در فتح با همایون خان کار کرده بودم. ایشان سرمربی تیم ملی شد و رفت هنگ کنگ و به من گفت که من خودم تو را به تیم ملی دعوت کردم و آقای دادگان و بقیه مخالف بودند. بعدها یک بار به خاطر مسائل کمیته انضباطی به فدراسیون رفتم و آقای دادگان رو دیدم که ایشان به من گفت به همایون خان گفتم تو را دعوت کند. من فقط سر همین مساله با ایشان مشکل پیدا کردم و بین ما بحثی ایجاد شد و گرنه من هیچ وقت با همایون خان مشکلی نداشتم. فکر می کنم بازیکنان پاس هم می توانند شهادت بدهند که من رابطه بسیار خوبی با همایون خان داشتم.

 

عادل فردوسی پور: حتی تو با مجید جلالی هم که فرد آرامی هستش مشکل پیدا کردی حتی شنیدم وقتی سر تمرین پاس می رفتی، یک کاسکو داشتی که آن را روی شانه خودت می گذاشتی و وقتی مجید جلالی داشته صحبت می کرده، این کاسکو هم روی شانه تو بوده.درست است؟

 

خداداد عزیزی: اصلاً درست نیست. من پرنده ای داشتم که می آوردم سر تمرین پاس می دادم به تدارکات تیم و پرنده را نگه می داشت. این حرفها رو از کجا آوردی آقای فردوسی پور؟ اگر واقعاً به این صورت بوده من پرنده را روی شانه خودم میگذاشتم و آقا مجید صحبت می کردند که ایشان باید کار دیگری با من می کرد. من در آن زمان در تهران تنها بودم و پرنده ای داشتم که وقتی در خانه تنها می شد جیغ می زد. خیلی هم اهلی بود و الان هم بعد از شانزده سال هنوز پرنده را دارم. مهدی هاشمی نسب اینجاست می تواند شهادت بدهد. پرنده را می بردم سر تمرین می دادم تدارکات تیم به نام آقای پاپور که اهل تبریز بود. آخر مگر می شود سر تمرین وسط صحبت های آقا مجید پرنده را ببرم که آن هم ادای آقا مجید را در بیاورد؟ اتفاقاً من با آقا مجید اصلاً مشکلی نداشتم. فقط در همان یک سالی که ایشان بودند، با فرشاد پیوس یک بحث کوچکی داشتم. قضیه هم به این صورت بود که سر تمرین اتفاقی افتاد که من با فرشاد بحث کردیم و قضیه به گوش آقا مجید و آقای آجرلو رسید. ولی با آقا مجید اصلاً بحث و مشکلی نداشتم.

 

عادل فردوسی پور: با مصطفی دنیزلی؟

خداداد عزیزی: بله با دنیزلی، مشکل داشتم.

 

عادل فردوسی پور: با همه مشکل داشتی با برند شوستر هم؟

خداداد عزیزی: من با شوستر هم مشکلی نداشتم. تنها مسئله ای که وجود داشت شوستر با مدیر برنامه های من یعنی آقای ابراهیم طالبی مشکل داشت. شوستر هفت هفته ای اصلاً من را بازی نمی داد و روی سکوها بودم. بعد تحت فشار تماشاچیان و شعارهای آنها به لیست ۱۸ نفره برگشتم و در همان هفته هشتم هم بازی کردم. طی مدتی که شوستر به من بازی نمی داد، آقای طالبی مصاحبه کرده بود و گفته بود که مربی اشتباه می کند که به من بازی نمی دهد و از این قضایا. ولی خودم اصلاً مشکلی با شوستر نداشتم.

 

عادل فردوسی پور: دو بازی خاطره انگیزی که در آلمان در ذهن همه مانده بازی برابر تیم های بایرن مونیخ و دورتموند بود. فکر می کنم خیلی بازتاب داشت درخشش تو برابر اولیور کان و دورتموندی که همان سال قهرمان اروپا شد. در این باره صحبت می کنی؟

خداداد عزیزی: بازی با دورتموند قبل از بازی بایرن مونیخ بود. چون پیشنهادی که از آلمان داشتم مال دورتموند بود. دعوتنامه من را اوتمار هیتسفلد فرستاده بود و فیلم بازی های ملی را هم به او داده بودند. اما مربی آنها نیو اسکالا بود. رفتم تا با این تیم تمرین کنم. تیم دورتموند در آن سال فوق العاده بود که قهرمان اروپا شد. مثل ماتیاس سامر، کارل هاینس ریدله، ژولیه سزار، چاپیوسات، اندریاس مولر و …. من آن روز با دورتموند تمرین کردم و فردا هم یک جلسه دیگر هم با آنها تمرین کردم و هیتسفلد گفته بود یک جلسه دیگر با ما تمرین کند با او قرارداد امضا می کنیم. مشکلی ندارد ولی یک جلسه دیگر با ما تمرین کند. ولی دیگر من قبول نکردم. هرچه آقای ناظمی و دو تا نماینده های باشگاه بهمن اصرار کردند که یک جلسه دیگر با آنها تمرین کن گفتم نه. این هم از همان تصمیمات اشتباهی بود که گرفتم. بعد از آن هم به باشگاه بیلفد رفتم و بر سر مدت قرارداد که چهار سال باشد یا سه سال به توافق نرسیدم. بعد برای مذاکره با بایر لورکوزن رفتند که من همراه آنها نبودم. و در آخر با کلن به توافق رسیدیم. دقیقاً اولین بازی هم که من بازی کردم برابر همین دورتموند بود که ۴ بر ۲ بردیم و یک گل زدم و دو تا پاس گل دادم. فکر کنم گل ۳ بر ۲ را من زدم. بایرن هم در بازی های بعدی با کلن بازی کرد و چیزی حدود بیست سال بود که کلن در این ورزشگاه نتوانسته بود بایرن مونیخ را ببرد که این بازی را هم دو بر صفر بردیم.

 

عادل فردوسی پور: الان که تقریباً همه تیمها با یک مهاجم بازی می کنند، فکر می کنی اگر زمان برگردد؛ فکر می کنید بین شما و علی دایی چه کسی باید بازی کند؟

خداداد عزیزی: علی باید بازی کند. علی به سیستم تک مهاجم می خورد اما من به این سیستم نمی خورم. تک مهاجم باید روی هوا خوب باشد، توپ نگهدار باشد و …. اتفاقاً من همیشه خودم دوست داشتم کناره ها بازی کنم چون در کناره ها با یک مدافع روبرو هستی و راحت تر می توانی آن مدافع را جا بگذاری. یکی از دلایلی که همیشه به من می گویند چرا بین رونالدو و مسی، مسی را انتخاب می کنی این است که مسی در شلوغی هم می تواند چندین بازیکن را از پیش رو بردارد اما رونالدو اینطور نیست و اگر از کنار خط بیاد وسط، مسلماً کارش سخت تر می شود.

عادل فردوسی پور: بعد از آلمان رفتی آمریکا و در لیگ MLS بازی کردی و آنجا هم با یکی از بازیکنان سن خوزه مشکلی پیدا کردی و یکی از بازیکنان را هم اخراج کردند…

خداداد عزیزی: فقط یک بازی بود که رفته بودیم تگزاس، من با تونی میولا دروازه بان تیم حریف در جریان بازی درگیر شدم که داور من را از زمین اخراج کرد.

 

عادل فردوسی پور: دوران بچگی که مشهد بودی، کار هم می کردی؟

خداداد عزیزی: من بچه که بودم دور حرم دست فروشی می کردم که آن زمانها هم مثل الان دستفروش ها را جمع نمی کردند. از سن ۱۳ تا ۱۷ سالگی هم پیش برادرم بنایی کار می کردم البته فقط در تابستان چون درس هم می خواندم. بعد ۱۷ سالم بود که به ابومسلم رفتم و یک قرارداد با این تیم بستم ماهی ۲۵۰۰ تومان که این پول را به جای کار کردن به پدرم می دادم و از ۱۷ سالگی تا این لحظه دیگر کار نکردم. من چون بچه منطقه جنوب بودم قدر موقعیت الان را می دانم. من از سن هفت – هشت سالگی در کوچه خیابان فوتبال بازی می کردم. سوم دبستان که بودم توی تیم مدرسه مان بازی می کردم چون آن سالها مسابقات آموزشگاهها رونق داشت و وقتی رفتم راهنمایی از همان کلاس اول در تیم مدرسه و تیم ناحیه بازی می کردم و دبیرستان هم به همین ترتیب. بعد رفتم جوانان ابومسلم و جوانان خراسان؛ ولی دوران هفت سالگی تا ۱۷ سالگی همیشه یا با کفش لنگه به لنگه بازی می کردم و یا اگر با توپ دو لایه بازی می کردیم پا لخت بازی می کردم که همه پاهای من زخمی می شدند. وقتی سختی های پدرم و برادرانم را می دیدم که با چه مشقتی کار می کنند، ما در زندگی خودمان واقعاً ماه تا ماه مرغ و برنج نمی دیدیم. یک سری غذاهای ساده می خوردیم و زندگی خیلی ساده ای هم داشتیم. پدرم که می رفت اطراف فریمان با شرایط سخت کشاورزی می کرد در زمستان که کشاورزی نبود پیش برادرانم کار بنایی و گچ کاری می کرد و به همین خاطر قدرش را می دونم هم من و هم خانواده ام برادرم و خواهرم، پدرم که الحمدلله با فوتبال من یک کم شرایط زندگی شان بهتر شد.

 

عادل فردوسی پور: فوتبال حرفه ای را با ابومسلم شروع کردی، با اکبر میثاقیان؟

خداداد عزیزی: من سال ۶۷ با جوانان خراسان شروع کردم و با خراسان رفتیم زاهدان برای بازی های منطقه ای که آن موقع یحیی گل محمدی و فیروز محمودی عضو تیم مازندران بودند. همان سال آمدم ابومسلم بازی کردم که مربی تیم اسماعیل شجی بود. آن زمان ۱۷ سالم بود و بعد از آن هم با من قرارداد امضاء کردند. در این تیم هم در کنار مرحوم محمد اعظم بازی می کردم.

 

عادل فردوسی پور: اون سالها اکبر میثاقیان توی ابومسلم نبود؟

خداداد عزیزی: اکبر آقا سال آخر بازی اش آمد اونجا.

 

عادل فردوسی پور: شوک بهت می داد یا نه؟

خداداد عزیزی: آن موقع اکبر آقا تو کار شوک نبود.

 

عادل فردوسی پور: خودت هم یک مدت در کار شوک بودی، اما الان فکر کنم ترک کرده باشی.

خداداد عزیزی: در جریان بازی یا در کار مربیگری؟

 

عادل فردوسی پور: خبرنگار و همه از تو شوک گرفتند دیگر…

خداداد عزیزی: بستگی به طرفش داره. چون یک وقتی شوک لازم دارند.

 

عادل فردوسی پور: در مورد وحید عسگری که حتی سه تا تعویض را هم نکرده بودی…..

خداداد عزیزی: اتفاقاً وحید عسگری یکی از بازیکنان خوب خراسان هست که الان دارد با آقای میثاقیان در بادران بازی می کند و سال گذشته خونه به خونه بود. البته خودش راضی بود که شوک بهش دادم اما اگر شما ناراضی هستی بگم بیاید من ازش عذرخواهی کنم.

 

عادل فردوسی پور: چرا این کار رو باهاش کردی؟ واقعاً گناه داشت.

خداداد عزیزی: بعد از همان سالی که از ابومسلم رفتم در لیگ برتر فیکس بازی کرد هم دفاع راست هم دفاع وسط. ببینید شما می گویید که مثلاً در بازی ایران و آمریکا، بعد از تعویض به آقای جلال طالبی پرخاش کردم و اعتراض کردم. اینجا دو حالت دارد؛ یا آن را می بخشند یا اخراج می کنند. هر دو حالت هم ممکن است هم خوب باشد، هم بد. اخراج کردنش ممکن است به تیم ضربه بزند و بخشیدنش هم می تواند این عادت را بهش بدهد که بعداً هم این اتفاق را تکرار کند. در آن واحد باید یک تصمیمی بگیریم.

 

عادل فردوسی پور: الان یک وجهه بسیار خوب از خداداد درست شده در جامعه به عنوان یک بازیکن بزرگ و تاریخ ساز ما. مردم دوست دارند که این وجهه خوب در مربیگری هم بماند و ادامه داشته باشد. همانطور که در صحبت هایت گفتی، شاید تا الان نشده که به خاطر انتخاب های بد، بدشانسی هایی که آوردی، پول نبوده، باشگاه بدی که انتخاب کردی، به خاطر همه اینها هنوز نشده که خداداد را در قامت یک مربی بزرگ ببینیم. فکر می کنی آیا می توانی خداداد را به همون خداداد تبدیل کنی؟

خداداد عزیزی: با همه آنهایی که من کار کردم و یا آنها با من کار کردند، این مسئله را می دانند که من سر تمرین حتی برایشان جان میدهم ؛ گاهی اوقات دنبال حق و حقوق آنها بودم. یک مربی نباید دنبال این باشد که پول بازیکنش را از باشگاه بگیرد. به عنوان مثال با سیاه جامگان شرط کردم، تعهد کردم که اگر پول بازیکنان را پرداخت نکنی، خودم هم از تیم میروم و کار را تعطیل می کنم. اصلاً هیچ جای دنیا اینطوری نیست. من باید بیایم سر تمرین و تمام چیزهایی که فکر می کنم باید به دفاع یا هافبک تیمم بگویم و به آنها کمک کنم، انجام بدهم اما توی فوتبال ما چنین اتفاقی نمی افتد. اگر در فوتبال ما همه چیز سرجای خودش باشد، من هم در حد توانم کمک می کنم. من همیشه به بازیکنانم می گویم بازیکن بزرگ (البته خودم را مثال نمی زنم، می گویم زیدان) آن کسی است که بیشتر توان فوتبالی اش را از مغزشون کمک می گیرند. این را در عرصه مربیگری خیلی خوب می توانی از آن استفاده کنی با تغییر پست، استفاده از توانایی های بازیکنان در پست های مختلف، اضافه کردن یکسری توانایی. به عنوان مثال، من با دنی اولروم کار کردم. اون اصلاً پای راست نداشت و ما مجبورش کردیم از پای راست استفاده کند و آن سالی که آقای گل شد، شش گل با پای راست زد. می شود یکسری چیزها را ارائه کرد اما باید شرایط مهیا باشد. اگر من بخواهم به تیمی  بروم که پول نداشته باشد، چه کاری می تونم در این تیم انجام بدهم؟

 

عادل فردوسی پور: کلاس های مربیگری را دنبال می کنی؟

خداداد عزیزی: بله من مدرک A را دارم. اگه شرایط باشد چرا دنبال نکنم؟ یکی از دوستانم به دنبال این بود که دو سه هفته ای را به باشگاه بشیکتاش بروم اما مسئله سیاه جامگان پیش آمد و نتوانستم.

 

عادل فردوسی پور: بعد از اینکه فوتبالت تمام شد، یک کمی نسبت به مربیان خارجی که به ایران آمدند موضع داشتی؛ درست است؟

خداداد عزیزی: مربیان بدرد بخور اگر آمدند هیچ وقت با آنها موضع نداشتم مثل ایویچ؛ خیلی هم با ایویچ کار نکردم چون زمانی ایویچ به ایران آمد من آلمان بازی می کردم. یا هیچ وقت با کی روش موضعی نداشتم.

 

عادل فردوسی پور: یک زمان چرا موضع داشتی…

خداداد عزیزی: این به سطح توقع بر می گردد. من یک توقعی از کی روش دارم که غیرفوتبالی ها ندارند. من آدم تخصصی نیستم اما در حد خودم از کی روش انتظار دارم. دستاوردی که کی روش برای فوتبال ما داشته این است که دفاع تیم ملی خیلی خوب شده. قبلاً ما در هجوم خیلی خوب بودیم اما راحت گل می خوردیم اما حالا دیگر تیمی نیستیم که به راحتی گل بخوریم و خیلی خوب دفاع می کنیم. من خداداد عزیزی از کی روش انتظار دارم که همان طوری که خط دفاعی تیم ملی را درست کرد، خط جلو را هم درست کند. ما می توانیم فوتبالی بازی کنیم که از دفاع به هافبک انتقال بدهیم و بعد به خط حمله انتقال بدهیم؛ کارهای ترکیبی انجام بدهیم. اما این اتفاق هنوز در تیم ما نمی افتد. هنوز ما روی استعداد ذاتی سردار آزمون یا تکنیک جهانبخش گل می زنیم و یا روی ضربات ایستگاهی گل می زنیم که سید جلال به خط حمله اضافه شده. وقتی برای تمدید قرارداد کی روش از من پرسیدند من گفتم کی روش باید تیم ما را قهرمان جام ملتها کند، باید به جام جهانی صعود کنیم و حتی از مرحله گروهی بالا برویم. چرا؟ به این دلیل که ما کی روش را آوردیم. ما با وی یرا و برانکو هم به جام جهانی رفتیم و اگر قراره با کی روش به جام جهانی نرسیم که خیلی نامردی می شود. با امیر قلعه نویی و علی دایی هم به جام ملتها رفتیم اما در مرحله یک هشتم حذف شدیم، خب اگر قرار است با کی روش هم حذف بشویم چه فرقی می کند؟

 

عادل فردوسی پور: اگر الان زیاد از کی روش تعریف کنی، آقای مایلی کهن بهت می گوید کی روش داد…

خداداد عزیزی: من نظر خودم را می گویم مهم نیست که دیگران چه کی گویند. من همراه تیم ملی برای سه بازی آخر مرحله انتخابی جام جهانی برابر قطر و لبنان و کره جنوبی رفته بودم، اینقدر با من خوشرفتاری کرد و احترام گذاشت، نه به خاطر اینکه بازیکن تیم ملی بودم به خاطر اینکه یک فوتبالیست بودم. خب چه دلیلی دارد که با اون دشمن باشم. مربیان کروات و یوگسلاو که این چند ساله آوردیم، بعضی هایشان توی قنادی کار می کردند. حالا یکی مثل برانکو آمد و به فوتبال ما کمک کرد. همیشه هم از برانکو حمایت کردم و الان هم حمایت می کنم و آن زمانی هم که من را به تیم ملی دعوت نمی کرد با او مشکلی نداشتم. مثال دیگر اینکه دنیزلی خیلی مربی بزرگی بود، اما چه کمکی به فوتبال ما کرد؟

 

عادل فردوسی پور: تیم های دنیزلی خوب فوتبال بازی می کردند؛ حالا درسته که تو باهاش مشکل داری…

خداداد عزیزی: پس نتیجه چه می شود؟ یک مثال بزنم درباره آقای کی روش. همه می گویند مقابل آرژانتین خوب دفاع کردیم، باختیم. خب این دلیل نمی شود که چون خوب دفاع کردیم یعنی خوب بودیم. در هر صورت باختیم. یا اسکوچیچ با آن همه دارایی که فولاد داشت هیچ کمکی به فوتبال ما نکرد. این نظر شخصی من است. بعضی ها می گویند این حرف غلط است؛ خب این نظر من است ممکن است درست باشد، ممکن است غلط باشد…

 

عادل فردوسی پور: دو سه سال پیش مصاحبه کردی و گفتی در فوتبال ایران جادو وجود دارد. تو که از نزدیک لمس کردی، مردم می خواهند بدانند که آیا واقعاً مربی هست که به جادو اعتقاد داشته باشد؟

خداداد عزیزی: صد در صد

 

عادل فردوسی پور: خب اینها چه کار می کنند؟ آخر یک موردی بود که ۴۵ دقیقه قبل از بازی می آمد و آب می ریخت توی دهانش، می رفت یک جای خاص آب را بیرون می ریخت و یک چیزی می خواند و …. ما این تصویر رو پخش کردیم. اما نتوانستیم مستقیم اشاره کنیم چون خطرناک بود…

خداداد عزیزی: من یک مدیری را خودم دیدم که به اصطلاح خودش در ارتباط با ارواح بود و احضار می کرد. ایشان یک تیم فوتبال را گرفت و وقتی بازی داشتند می گفت کدام بازیکن حریف خیلی خوب است؟ مثلاً عادل فردوسی پور. اسم بازیکن را می گفت و توی پلاستیک فوت می کرد و در پلاستیک را می بست و می گفت کارش تموم است! تیمی که همه بازیها را باخته بود، چهار تا بازی پشت سر هم برد! در یک بازی خوردن هم. در اصطلاح آنتی ویروس و پادزهر جادو به هم خوردند. یعنی آن تیم هم جادوگر داشت. به جادوگر تیم دوم گفته بودند که این تیم چکار می کند و ترفندهایش چیست. اعتقادات اینها بر این است که ادرار سحر را باطل می کند. بعد به یک سری از بازیکنان تیم بطری دادند که توی بطری ادرار کردند و رفتند چند نقطه زمین ریختند و بازی کردند و در نهایت دو تا گل هم زدند و بردند! یعنی جادوگر ادرار بر جادوگر فوتی غلبه کرد. من اینها را به چشم خودم دیدم. یا تیمی داشتیم در زمانی که بازی می کردم هفت تا بازی اول را برده بودند. روزنامه ها نوشتند  که این تیم جادوگر دارد و از این حرفها. سر تمرین تیم مربی به بازیکنان می گوید کی گفته که ما جادوگر داریم و ما داریم کار تاکتیکی می کنیم. همزمان آقای جادوگر می رسد و حرف های مربی را متوجه می شود. از مربی می پرسند که آقا یعنی من هیچ کاری نکردم و تأثیری نداشتم؟ مربی تیم می گوید نه تو هیچ تأثیری نداشتی. جادوگر هم می گوید خوب از این به بعد هم خودت ببر! آن تیم در آخر فصل با وجود هفت برد متوالی اول فصل، اوت شد. مربیانی که با اینها کار می کنند به این افراد اعتقاد دارند. یک مدیر عاملی به من می گفت که مربی تیمش من را برد پیش جادوگر و گفته یک پولی بهش بدهید تا بیاید روی نیمکت تیم بشیند و گرنه کمک نمی کند. پارسال خیلی به تیم ما کمک کرده و دلیل اصلی قهرمانی تیم آن آقا بوده. ازش پرسیده خب چه کار می کنی؟ جادوگر هم گفته من یک لشگر دارم که موقع بازی آنها را احضار می کنم و می فرستم توی تیم حریف و بازیکنان آن تیم خسته و سنگین می شوند و شما می توانید از موقعیت استفاده کرده و به پیروزی برسید. با این توصیف یعنی ما در زمین نقش دیوار را داریم. این مسائل واقعاً هست. این آقا اسم میده به مربی؛ یعنی میگه بازیکنانی را بگو که نام مادرشون فاطمه یا اسمهای دیگر باشد.

 

عادل فردوسی پور: منم دقیقاً می خواستم همین مسئله را بگویم. بازیکن می گفت مربی آمده از من پرسیده اسم مادرت چیست؟ بازیکن هم عصبانی شده و جواب داده چکار داری اسم مادر من چیست؟

خداداد عزیزی: در یک دوره ای اینها تعویض به مربیان می دادند. مثلاً می گفتند دقیقه ۶۰ خداداد عزیزی را بیاور بیرون و اکبر را به جای او بفرست داخل زمین و مربی هم انجام می داد. بازیکنانی هستند که می توانند برای شما شهادت بدهند که مربی بعضی بازیکنان را دقیقه مشخصی، چه خوب چه بد، در هر صورت تعویض می کرد و کاری به عملکرد آنها نداشت. مثلاً پنج بازی پشت سر هم رأس دقیقه مثلاً ۶۰ تعویض می شد حالا کاری به این نداشتند که خوب بازی کرده یا بد، گل زده یا نزده و …. چون بعضی مربیان باور و عقیده دارند به این مسئله و اگر هم اجرا نکنند نتیجه نمی گیرند.

 

عادل فردوسی پور: تا حالا شمردی که چند پاس گل به علی دایی دادی؟

خداداد عزیزی: نه. ولی یک اتفاقی را می خواهم تعریف کنم. یک بار یک سرمربی آمد پیش من و گفت به علی دایی پاس نده. گفتم مگر می شود من کنار علی دایی بازی می کنم به اون پاس ندهم؟ آقای سرمربی هم گفت آره اگر تو پاس ندی بقیه هم پاس نمی دهند و از این حرفها. یکسری دلیل گفت برای این حرفش. به ایشان گفتم اگر علی دایی کنارم باشد و شانسش سی درصد باشد و یک بازیکن دیگر هم باشد که هفتاد درصد شانس گلزنی داشته باشد من پاس می دهم به علی دایی. چون علی قدرت ضربه زنی دارد و هم از لحاظ روحی و روانی بهتر از بقیه است. من کنار علی دایی خیلی فوتبال بازی کردم و کنار خیلی از مهاجمان دیگر مثل آقای مدیر روستا، علی موسوی، هاشم حیدری و … بازی کردم. علی شم گلزنی بالایی داشت و توپ هایی را گل می کرد که شاید هر کسی نمی توانست آنها را گل کند. اینکه چند پاس به علی دادم را نمی دانم اما کنار علی خیلی راحت تر فوتبال بازی می کردم.

عادل فردوسی پور: حالا چند سئوال و جواب کوتاه داریم که به پروازت هم برسی.بزرگترین آرزویی که در فوتبال به آن رسیدی؟

خداداد عزیزی: زمان ما فوتبال آرزو نبود که کسی به جایی برسد، اما این اتفاقات افتاد. اما فکر می کنم به همه چیزهایی که تا الان می خواستم رسیدم.

 

عادل فردوسی پور: و بزرگترین آرزویی که به آن نرسیدی؟

خداداد عزیزی: خیلی دوست داشتم اسپانیا بازی کنم.

 

عادل فردوسی پور: بهترین انتخابی که در دوران حرفه ای انجام دادی؟

خداداد عزیزی: من فکر می کنم زمانی که رفتم ابومسلم، یک تیم محلی دیگر هم بود که من ابومسلم را انتخاب کردم.خیلی هم به من کمک کرد.

 

عادل فردوسی پور: و بدترین انتخاب؟

خداداد عزیزی: فکر می کنم رفتن به فوتبال امارات و آمریکا بود.

 

عادل فردوسی پور: بزرگترین پشیمانی؟

خداداد عزیزی: همان که شانس دورتموند را داشتم و نرفتم.

 

عادل فردوسی پور: بعد از بازنشستگی، با بازی کدام یک از بازیکنان تیم ملی به وجد آمدی؟

خداداد عزیزی: اگر الان را می گویی، فوتبال سردار آزمون را خیلی دوست دارم و گلی هم که اخیراً به بایرن مونیخ زد، بی نظیر بود. اما در یکسری مقاطعی فوتبال اشکان دژاگه را خیلی دوست داشتم. ولی سردار آزمون خیلی فانتزی تر از اشکان بازی می کند.

 

عادل فردوسی پور: بهترین بازیکن حال حاضر فوتبال ایران به نظر شما همان سردار هست یا …

خداداد عزیزی: فکر کنم نسل بازیکنان خوبی داریم اما چون سردار در پست خودم بازی می کند من سردار را انتخاب می کنم.

 

عادل فردوسی پور: بهترین بازیکن تاریخ فوتبال ایران؟

خداداد عزیزی: از من می پرسی می گویم کریم باقری.

 

عادل فردوسی پور: بهترین مربی دوران بازی؟

خداداد عزیزی: دوران بازی ام هیچ کس را به اندازه ایویچ دوست نداشتم. فکر می کنم ایویچ بهترین بود.

 

عادل فردوسی پور: بهترین رفیق فوتبالی؟

خداداد عزیزی: مهدی هاشمی نسب

 

عادل فردوسی پور: نقطه مشترک شما چیه؟ یه توضیحی میدی؟

خداداد عزیزی: ما اصلاً نقطه مشترکی نداریم. صداقت مهدی و یک چیزی که مهدی دارد و در خیلی از فوتبالیست ها نمی بینم، احترامی که مهدی به پدر و مادرش می گذارد، این رفتار را خیلی دوست دارم.

عادل فردوسی پور: هنوز هم مهدی هاشمی نسب خیلی خوب است و می تواند بازی کند…

خداداد عزیزی: آره خوب است اما اینقدر این فوتبال جو بدی دارد که مهدی از فوتبال فراری شده است.

 

عادل فردوسی پور: سخت ترین مدافعی که مقابلش بازی کردی؟

خداداد عزیزی: اگر بخواهم ایرانی بگویم، یکی از مدافعانی که از او خیلی کتک می خوردم خود مهدی هاشمی نسب بود. ولی حمید سرآبادانی هم بود که خیلی از او می ترسیدم چون آشیل پا را میزد. بهش می گفتیم حمید آشیل. سعی می کردم به او نزدیک نشوم.

 

عادل فردوسی پور: چند فیلم جکی جان را دیده ای؟

خداداد عزیزی: اکثر فیلم هاش رو دیدم.

 

عادل فردوسی پور: این اتفاق برابت پیش آمده که مثلاً در اروپا تو را با جکی جان اشتباه بگیرند؟

خداداد عزیزی: در اروپا نه، ولی در چین خیلی برایم اتفاق افتاده و یک بار هم در امارات. یک عده ایرانی داشتند با من عکس می گرفتند، یک زن و شوهر و بچه هندی هم آنجا بودند. آخر هم با دوربین آمدند پیش من و به انگلیسی سئوال کردند که شما جکی جان هستی. من هم گفتم نه بابا جکی جان کیه دیگه!؟

 

عادل فردوسی پور: چند تا اسم می گویم در مورد اونها باید نظر بدی؟علی دایی

خداداد عزیزی: همیشه گفتم علی شناسنامه فوتبال ماست.

 

عادل فردوسی پور: محمد مایلی کهن

خداداد عزیزی: مرد راستگو و صادق

 

عادل فردوسی پور: علی کفاشیان

خداداد عزیزی: همه می گویند مرد همیشه خندان

 

عادل فردوسی پور: علی پروین

خداداد عزیزی: سلطان؛ نمی توانیم چیز دیگری در باره اش بگوییم

 

عادل فردوسی پور: احمدرضا عابدزاده

عادل فردوسی پور: برای ما عقاب آسیا. وقتی هم که به عابدزاده زنگ می زنم می گویم عقاب آسیا.

 

پیاده سازی گفت و گو از احمد تقی زاده

 

گفتگو جذاب و شنیدنی با خداداد عزیزی – بخش اول

گفتگو جذاب و شنیدنی با خداداد عزیزی – بخش دوم

گفتگو جذاب و شنیدنی با خداداد عزیزی – بخش سوم

گفتگو جذاب و شنیدنی با خداداد عزیزی – بخش چهارم

گفتگو جذاب و شنیدنی با خداداد عزیزی – بخش پنجم

گفتگو جذاب و شنیدنی با خداداد عزیزی – بخش ششم

 

 

۲۰۲۰

Powered by WPeMatico

ابرل: قصد رفتن به بایرن مونیخ را ندارم

وبسایت رسمی برنامه نود – ماکس ابرل می گوید قصدی برای پیوستن به بایرن مونیخ ندارد.

به گزارش وبسایت نود، ماکس ابرل مدیر ورزشی موفق باشگاه گلادباخ می گوید قرارداد بلند مدتی با این باشگاه دارد و نمی خواهد به این زودی ها به تیمی دیگر بپیوندد. پس از انتصاب اولی هوینس به سمت رئیس باشگاه بایرن مونیخ و مخالفت او با مدیر ورزشی شدن فیلیپ لام، از ماکس ابرل به عنوان یکی از جدی ترین گزینه های بایرن مونیخ برای پست مدیرت ورزشی نام برده شد.

ابرل در مصاحبه با سایت رسمی باشگاه گلادباخ درباره این شایعات گفت:

من در تابستان قراردادم را با گلادباخ تمدید کرده ام و تا ۲۰۲۰ با این باشگاه قرارداد دارم. حس بسیار خوبی در اینجا دارم. من اهدافی در اینجا دارم و می خواهم به آن ها دست یابم و چیزهای دیگر مسئله من نیستند.

 

۷۸۹۹

 

Powered by WPeMatico

dfgsrdfg

پاریسن ژرمن ۲-۰ آنژه؛ ادامه پیش روی پا به پای پاریسی ها با نیس

وبسایت رسمی برنامه نود – دو تیم از هفته پانزدهم لیگ 1 فرانسه به مصاف یکدیگر رفتند.

به گزارش وبسایت نود، شاگردان اونای امری در حالی پا به این دیدار گذاشتند که برای کم کردن فاصله امتیاز خود با نیس نیاز به پیروزی در این دیدار داشتند.

پاریسی‌ها از ابتدای این دیدار حاکم مطلق توپ و میدان بودند و موقعیت‌هایی هم روی دروازه حریف ایجاد کردند. همچنین این تیم در دقیقه 15 می‌توانست صاحب ضربه پنالتی بشود اما داور به پنالتی اعتقاد نداشت تا همچنان بازی با حساب 0-0 ادامه یابد. همچنین آنژه نیز روی ضد حملات موقعیت‌های مناسبی را به دست آورد اما موفق نشد از آن‌ها استفاده کند.

دقیقه ۳۱: روی ضد حمله ای که آنژه از سمت راست روی دروازه پاریسی‌ها خلق کردند این تیم موقعیت خوبی داشت تا گلزنی کند اما ضربه مانسیو توسط آرئولا دفع شد تا این دیدار همچنان بدون گل مساوی دنبال شود.

دقیقه ۳۴: حملات تیم صاحب خانه به نتیجه نشست و ضربه کرنری که تیاگو روی دروازه ارسال کرد با ضربه سر تیاگو سیلوا به گل نخست این دیدار تبدیل شد.

نیمه نخست این دیدار با برتری همه جانبه پاریسی‌ها همراه بود، هرچند که آنژه نیز موقعیت‌هایی داشت اما در نهایت این پاریسن‌ژرمن بود که با برتری 1-0 به رختکن رفت.

نیمه دوم این دیدار نیز با برتری پاریسی‌ها همراه بود، کاوانی و بن‌عرفا موقعیت‌هایی را از دست دادند، مانسیو نیز موقعیت مناسبی را برای آنژه از دست داد تا همچنان پاریسن‌ژرمن با حساب 1-0 پیش باشد.

دقیقه ۶۶: در حالیکه بن‌عرفا در محوطه جریمه موقعیت مناسبی داشت توسط تکل مدافعین آنژه متوقف شد تا داور اعلام پنالتی کند، ادینسون کاوانی پشت این ضربه قرار گرفت و موفق شد گل دوم این دیدار را به ثمر برساند.

دقیقه ۸۲:  پاس بن عرفا برای آگوستین این بازیکن را در موقعیت مناسبی قرار داد اما در حالیکه او دروازه بان را نیز دریبل کرده بود نتوانست ضربه خودش را داخل چارچوب قرار دهد تا این دیدار همچنان 2-0 ادامه یابد.

دقیقه ۸۹: خسه از گوشه محوطه ضربه‌ای را روانه دروازه کرد اما توپ او با بد شانسی به تیرک دروازه برخورد کرد.

نیمه دوم این دیدار نیز با برتری پاریسی‌ها ادامه یافت و این تیم موفق شد به برتری راحتی مقابل حریف خود دست یابد و فاصله را با نیس به یک امتیاز کاهش دهد.

۱۸۹۹

Powered by WPeMatico

قرعه کشی نیمه نهایی جام اتحادیه انگلیس انجام شد

وبسایت رسمی برنامه نود – قرعه کشی نیمه نهایی جام اتحادیه انگیس انجام شد.

به گزارش وبسایت نود، با پایان یافتن بازی های دور یک چهارم نهایی جام اتحادیه انگلیس، بامداد چهارشنبه قرعه کشی دور نیمه نهایی انجام شد و طبق قرعه، منچستریونایتد به مصاف هال سیتی می رود و لیورپول با ساوتمپتون دیدار خواهد کرد.

بازی های این مرحله به صورت رفت و برگشت انجام می شود و دور نیمه نهایی در ماه ژانویه برگزار می شود.

۲۰۲۱

Powered by WPeMatico

25DB258C25D825B325D825B325D825A825D825B325D825A825D825B325DB258C25D825A8

منچستر یونایتد ۴-۱ وستهم یونایتد؛ صعود به نیمه نهایی با درخشش زلاتان و مارسیال

وبسایت رسمی برنامه نود – منچستر یونایتد در خانه موفق شد با نتیجه 4-1 وستهم را شکست دهد تا راهی دور نیمه نهایی جام اتحادیه انگلیس شود.

به گزارش وبسایت نود، منچستر یونایتد موفق شد چهارشنبه شب در خانه با نتیجه سنگین ۴-۱ وستهم را شکست دهد و صعود خود را به دور نیمه نهایی جشن بگیرد. این برد به لطف درخشش زلاتان، مارسیال و مخیتاریان رقم خورد.

چهارشنبه شب در آخرین بازی از مرحله یک چهارم نهایی جام اتحادیه انگلیس، موسوم به EFL Cup، منچستر یونایتد در خانه خود پذیرای وستهم بود. قضاوت این بازی برعهده مایک جونز بود. و دو تیم نسبت به بازی سه روز قبل در لیگ برتر، تغییراتی در ترکیب خود ایجاد کرده بودند:

منچستر یونایتد

ده خیا، والنسیا، روخو، جونز، شاو، کریک، هررا، مخیتاریان، رونی، مارسیال، زلاتان

ذخیره ها:

رومرو، شواین اشتایگر، اشنایدرلین، بلیند، لینگارد، ماتا، رشفورد

وستهم

آدریان، رید، کرسول، فقولی، کویاته، اوبیانگ، اوگبونا، فلچر، پایت، آنتونیو، فرناندس

منچستر یونایتد که نمی خواست سرنوشت تلخ بازی دو تیم در لیگ برتر تکرار شود و به در بسته برخورد کند، خیلی زود راه دروازه حریف را پیدا کرد. برعکس بازی روز یکشنبه، این بار یونایتد بود که به گل زودهنگام رسید.

دقیقه ۲: پاس عالی پشت پای مخیتاریان، به زلاتان رسید و او در موقعیتی تک به تک با یک ضربه نرم، دروازه آدریان را باز کرد تا بازی ۱-۰ شود.

بعد از این گل، فشار یونایتد ادامه داشت و شیاطین سرخ در غیاب مورینیوی محروم، بازی خوبی را به نمایش گذاشتند و مستحق گل های بعدی بودند که در زدن ضربات آخر بی دقت عمل کردند یا واکنش های خوب آدریان، مانع از گلزنی یونایتد شد. در سه نوبت، زلاتان، مارسیال و رونی، فرصت های خوبی را به دست آوردند که به گل ننشست، اما در سمت مقابل وستهم بود که نهایت استفاده را برد و روی تک موقعیت خود بازی را مساوی کرد.

دقیقه ۳۵: در حالی که وستهم مشغول دفاع بود و به موقعیت های زیادی هم دست نیافته بود، چکش ها روی تک فرصت خود به گل رسیدند. ضربه پایت با دفع ناقص ده خیا همراه شد و فلچر در چند قدمی دروازه، کار راحتی برای گل کردن توپ داشت.

به این ترتیب نیمه نخست با تساوی ۱-۱ پایان یافت، اما شیاطین سرخ در نیمه دوم شروع توفانی ای داشتند و باز هم خیلی زود به گل رسیدند. مارسیال بالاخره پایش به گلزنی باز شد.

دقیقه ۴۸: پاس دیدنی پشت پای والنسیا به مخیتاریان رسید، او با نگاهی تیزبینانه، مارسیال را در موقعیتی مناسب صاحب توپ کرد و این بازیکن فرانسوی با یک بغل پای فنی و دقیق، بازی را ۲-۱ کرد. مخیتاریان بعد از مدت ها نیمکت نشینی در این بازی، موفق شد دو پاس گل ارسال کند و باز هم ارزش های خود را نشان دهد.

دقیقه ۶۲: منچستر یونایتد که همچنان با عطش به سمت دروازه حریف حرکت می کرد، به گل بعدی هم رسید. این بار زلاتان پاس در عمق مناسبی را ارسال کرد و توپ به والنسیا رسید، او هم به خوبی مارسیال را در دهانه دروازه صاحب توپ کرد و ستاره فرانسوی کار را تمام کرد.

بعد از این گل، اگرچه یونایتد بازی را کنترل کرد و کمتر به حمله دست زد ولی باز هم موقعیت های تیم مورینیو برای گلزنی بیشتر از حریف بود. دقیقه ۸۵ بازی اتفاق جالب مسابقه، حضور شواین اشتایگر در بازی بود. ستاره آلمانی در این دقیقه به جای مارسیال وارد زمین شد و برای اولین بار از زمان مورینیو، فرصت حضور در ترکیب را پیدا کرد.

دقیقه ۳+۹۰: حسن ختام بازی، گلزنی دوباره زلاتان بود، یونایتد در آخرین فرصتی که به دست آورد موفق شد باز هم به گل برسد. این بار هررا ساخت و زلاتان در دهانه دروازه کار را تمام کرد تا دو گله شود.

به این ترتیب یونایتد در شبی که مستحق این برد پر گل بود، توانست با کسب پیروزی ۴-۱ راهی دور نیمه نهایی شود و در مرحله نیمه نهایی باید به مصاف هال سیتی برود.

 

 

 

دانلود خلاصه بازی منچستر یونایتد ۴ – ۱ وستهم یونایتد

 

۲۰۲۱

Powered by WPeMatico

photo_2016-12-01_01-24-53

لبخند دوباره شواینی؛ بازگشت شواین‌اشتایگر به ترکیب منچستریونایتد

وبسایت رسمی برنامه نود – باستین شواین اشتایگر برای اولین بار از ماه مارچ سال جاری میلادی، برای تیم اصلی منچستریونایتد به میدان رفت.

به گزارش وب‌سایت رسمی برنامه نود، در دقیقه 86 بازی جام اتحادیه منچستریونایتد مقابل وستهم و درحالی که بازی با حساب 3-1 به سود منچستریونایتد درجریان است، شواین‌اشتایگر به جای مارسیال وارد میدان شد.

صحبت های زیادی مبنی بر فروش وی در زمستان به گوش می‌رسد اما پس از حضور روی نیمکت در بازی قبل، در این بازی حالا پس از مدت‌ها، کاپیتان سابق آلمان در ترکیب شیاطین سرخ حاضر شده است.

۱۴۰۵

 

 

Powered by WPeMatico

arsenal7

آرسنال ۰– ۲ ساوتهمپتون؛ طلسم جام اتحادیه ادامه دارد

وبسایت رسمی برنامه نود – ساوتهمپتون موفق شد در خانه آرسنال این تیم را شکست داده و به نیمه نهایی جام اتحادیه برسد.

در چارچوب مرحله یک‌چهارم نهایی جام اتحادیه انگلیس، آرسنال در خانه میزبان ساوتهمپتون بود که در این بازی، با نمایشی ضعیف مقابل حریفش متحمل شکست شد. چهارمین بار پیاپی که در جام اتحادیه مقابل تیم‌های لیگ برتری شکست می‌خورند.

ترکیب آرسنال: مارتینز، جنکینسون، هولدینگ، گابریل، گیبس، کوکلن، الننی، رین ادلاید، رمزی، ایووبی، پرز

 ترکیب ساوتهمپتون: فارستر، یوشیدا، کلاسی، لانگ، دیویس، مارتینا، فن دایک، رید، بوفال، برترند، مککوئین

دقایق حساس بازی

دقیقه ۱۳: شوت بوفال که برگشت داده شده بود، در بازگشت به کلاسی رسید و او هم با شوتی سرضرب، گل اول بازی را به ثمر رساند.

دقیقه ۳۳: آرسنال تنها مالکیت توپ را در اختیار دارد اما هیچ موقعیت شایان ذکری خلق نمی‌کند. ساوتهمپتون هم می‌تواند در ضدحملات خطرناک تر باشند اما بوفال و لانگ در چند صحنه خوب کار نکرده اند.

دقیقه ۳۶: ضربه ایستگاهی الننی به سمت دروازه ساوتهمپتون زده شد و مدافع این تیم قصد دفع توپ را داشت اما ضربه سرش با فاصله ای اندک به بیرون رفت.

دقیقه۳۸: پرس از بالای ساوتهمپتون ادامه یافت و درنهایت و توپ جنکینسون از وی ربوده شد. پاس بوفال به برترند با ضربه وی همراه شد که باعث شد گل دوم تیم میزبان نیز به ثمر برسد.

دقیقه ۴۶: پاس درعمق رمزی به پرز رسید و این بازیکن هم اقدام به شوتزنی کرد. ضربه وی به راحتی در اختیار فارستر قرار گرفت.

دقیقه ۵۰: سانتر بلند مارتینا به لانگ رسید اما وی نتوانست در موقعیت مناسبی که داشت ضربه خوبی به توپ بزند و ضربه اش از بالا دروازه به بیرون رفت.

دقیقه۵۲: شوت لانگ را مارتینز نتوانست به خوبی مهار کند اما مهاجمان ساوتهمپتون نتوانستند از این فرصت استفاده کنند.

دقیقه ۵۶: روی یک کرنر، توپ به فن دایک رسید و وی هم آن را به بوفال رساند. ضربه خوب این بازیکن اما پس از برخورد به مدافع آرسنال با اختلاف کمی به بیرون رفت.

دقیقه۶۹: شوت کوکلن از پشت محوطه جریمه نواخته شد اما بازهم از کنار دروازه به بیرون رفت.

دقیقه۷۸: ساوتهمپتون موقعیت‌های خیلی بهتری داشته است. لانگ که با مارتینز تک به تک شده بود، با یک ضربه خیلی بد توپ را به بیرون زد.

دقیقه۸۰: بهترین حرکت آرسنال و چمبرلین که در نزدیکی دروازه، موقعیت تک به تک پیدا کرد. اما ضربه اش از بالای دروازه به بیرون رفت.

دقیقه ۸۵: ضربه سیمز، وینگر جوان ساوتهمپتون از گوشه محوطه جریمه به زیبایی نواخته شد اما مارتینز به زیبایی توپ را دفع کرد.

دقیقه ۸۸: همکاری عالی سیمز و دیویس باعث شد سانتر کوتاه سیمز در دهانه دروازه به مککوئین برسد اما مدافع آرسنال در اخرین لحظه توپ را دفع کرد.

درنهایت این بازی با حساب ۲-۰ به پایان رسید.

۱۴۰۵

 

Powered by WPeMatico

گل نزن جدید لیگ : پدرو هنریکه

وبسایت رسمی برنامه نود – در رقابتهای هفته یازدهم پدرو هنریکه آمار غیرقابل قبولی از خود به جای گذاشت.

به گزارش وبسایت رسمی برنامه نود،در هیاهوی فرصتهای از دست رفته مهدی طارمی و نمایش ضعیف کاوه رضایی در رقابتهای هفته یازدهم لیگ، نمایش ضعیف پدرو هنریکه مهاجم سپاهان از نظرها دور ماند.در روزی که سپاهان ۶۵ درصد مالکیت توپ داشت و ۲۳ درصد بازی در یک سوم دفاعی فولاد بود سپاهان موفق به شکست حریف نشد که این نتیجه به جز درخشش وحید طالب لو مرهون بازی غیرقابل قبول پدور هنریکه در نوک خط حمله این تیم بود.

این مهاجم برزیلی در طول مدت حضور در میدان ۶ شوت به سمت چارچوب زد که تنها ۲ ضربه در چارچوب قرارداشت که از این ۲ ضربه یک ضربه پنالتی ای بود که به هدر داد.علاوه براین هنریکه ۵ بار با ارتکاب خطا (۲ مورد هند) باعث از دست رفتن مالکیت توپ سپاهان شد که برای یک مهاجم اصلا آمار قابل دفاعی نیست.حال باید دید در ادامه مسابقات باز هم عبدالله ویسی به این بازیکن اطمینان میکند.

۶۰۶۱۰

Powered by WPeMatico

خدیرا: آتالانتا لستر جدید است؛ باید از شکست ها درس بگیریم

وبسایت رسمی برنامه نود – یوونتوس در هفته ای که گذشت سومین شکست خود را در رقابت های سری آ تجربه کرد.

به گزارش وبسایت رسمی برنامه نود، یوونتوس که هم اکنون با مصدومیت های فراوان بازیکنانش دست و پنجه نرم می کند، در خانه جنوا با نتیجه سنگین 3 بر 1 مغلوب شد. سامی خدیرا در خصوص این دیدار و شکست های یووه در هفته هایی که این تیم در لیگ قهرمانان بازی داشته است، می گوید:

جدا؟ اولین بار است که به این موضوع توجه می کنم. ما پیش از این به اینتر و میلان باخته بودیم ولی شکست مقابل جنوا سخت و شوک آور بود. نمی دانم شاید تمرکزمان را از دست دادیم. در بازی با جنوا فاجعه بار بازی کردیم. در بازی با اینتر و میلان قطعا بهتر از حریفان بودیم و موقعیت گل هم داشتیم اما این دیدار واقعا بد بود. فوتبال است و این اتفاقات در آن رخ می دهد.

هافبک آلمانی بانوی پیر افزود:

شاید گاهی اوقات باید این اتفاقات را تجربه کنید تا به خاطر داشته باشید که هیچوقت نباید تمرکزتان را از دست بدهید. باید از این دیدار و اتفاقات آن درس بگیریم. ما تیم قدرتمندی هستیم و باید تلاش کنیم تا کیفیت بازی هایمان را افزایش بدهیم. من اولین کسی بودم که این حرف را زدم. حتی با وجود اینکه پیروز می شدیم و صدرنشین بودیم. بازیکنان بسیار با کیفیتی داریم و باید برای خاطر هواداران، رضایت مربی و ساکت کردن منتقدین بهتر از این ها ظاهر شویم. 

خدیرا همچنین در خصوص حریف هفته آینده این تیم یعنی آتالانتا، که شگفتی ساز این فصل سری آ بوده نیز گفت:

آتالانتا تیم بسیار خوب و چنگنده ای است. آن ها می توانند لستر سیتی جدید لقب بگیرند. ماموریت ما پیروزی در این بازی است. ما یوونتوس هستیم و رویاهای خودمان را در سر داریم. پس باید در این بازی دشوار پیروز شویم. بازی آن ها در برابر رم را دیدیم. آن ها حریف خیلی قدری برای ما خواهند بود. دیدید که در نیمه دوم آن ها می توانستند گل های بیشتری نیز به رم بزنند. باید کاملا هوشیار باشیم.

۱۳۱۳

Powered by WPeMatico

۱۰۰ فوتبالیست برتر سال ۲۰۱۶ از دیدگاه FourFourTwo (از ۱۰۰ تا ۹۱)

وبسایت رسمی برنامه نود – وب سایت Fourfourtwo به بررسی 100 بازیکن برتر سال 2016 پرداخته که به ترتیب آنها را در چند شماره در اختیار شما قرار خواهیم داد.

به گزارش وب سایت رسمی برنامه نود، در حالیکه حدود یک ماه به پایان سال میلادی و اهدای جایزه توپ طلا به بهترین بازیکن سال دنیا باقی مانده است، به بررسی ۱۰۰ بازیکن برتر سال می پردازیم.

۱۰۰: عثمان دمبله (دورتموند)

سال گذشته در این زمان، عثمان دمبله دوران حرفه ای خود را تازه در تیم رن آغاز کرده بود و تنها ۳ بازی رسمی برای تیم اصلی به میدان رفته بود؛ حالا این نوجوان طی ۱۲ ماه اخیر روند پیشرفت را بسیار سریع و به یادماندنی طی کرده است. این بازیکن در نیم فصل دوم فصل گذشته برای تیم رن طی ۱۹ بازی لیگ ۱۰ گل به ثمر رساند تا به کسب رتبه هشتم توسط این تیم کمک شایانی کرده باشد و به دنبال آن عملکرد با قراردادی ۵ ساله به تیم بوروسیا دورتموند منتقل شد و آنها برای جذب این استعداد درخشان ۱۵ میلیون یورو هزینه کردند. در این فصل دمبله از ۱۲ مسابقه لیگ در ۱۱ بازی به میدان رفته و یکی از نفرات ثابت ترکیب توخل در لیگ قهرمانان اروپا نیز بوده است و با سرعت و تکنیک و قدرت دریبل بالای خود برای مدافعان کناری تیم های حریف مشکل ساز شده است.

۹۹: پتر چک (آرسنال)

برای همه روشن است که ژوزه مورینیو در زمان هدایت چلسی چرا نمی خواست چک در تابستان سال ۲۰۱۵ به تیم رقیب و همشهری، یعنی آرسنال بپیوندد – اما حتی او هم مثل رومن آبراموویچ که وعده این انتقال را به چک داده بود، می دانست که سنگربان ۱۱ ساله آبی ها شایسته نیمکت نشینی نیست.

جای تعجب نیست که دروازه بان ۳۴ ساله اهل جمهوری چک، ثابت کرد چرا هواداران آرسنال از خرید وی هیجان زده بودند و فصل نخست خود را به قدری مطمئن آغاز کرد که در پایان فصل با ثبت ۱۶ کلین شیت، جایزه بهترین دروازه بان فصل را نیز به دست آورد، از لحاظ تعداد مهار ضربات در طول فصل نفر سوم شد و بیشترین درصد سیو را نسبت به سایر دروازه بان ها داشت (۷۶%) که شامل ۷۲% ضربات از داخل محوطه جریمه بود. توپچی ها شاید از اواخر ماه فوریه امید های خود برای قهرمانی را از دست دادند، اما کاستی های آنها را به سختی می توان به پای چک نوشت.

یورو ۲۰۱۶ برای او فاجعه بار بود – تیم ملی جمهوری چک از سه بازی مرحله گروهی در دو بازی شکست خورد و در قعر جدول به کار خود پایان داد و چک در پایان رقابت ها با ۱۲۱ بازی ملی به عنوان رکورد دار کشور خود، از بازی های ملی خداحافظی کرد. او هنوز هم در رده باشگاهی یکی از باکلاس ترین دروازه بان ها به شمار می رود.

۹۸: بلیز ماتوئیدی (پاریسن ژرمن)

 

ماتوئیدی فصل گذشته یک عنوان قهرمانی دیگر در لیگ فرانسه به افتخارات خود اضافه کرد تا تعداد قهرمانی های خود را به عدد ۴ برساند و در هر ۷ دیدار فرانسه در رقابت های یورو ۲۰۱۶ نیز حضور ثابتی داشت اما در سال ۲۰۱۶ همه چیز برای این هافبک بر وفق مراد پیش نرفت. این بازیکن ۲۹ ساله در طول رقابت های یورو بار ها به مشکل خورد و بسیاری از هواداران تیم ملی فرانسه خواستار حذف او از ترکیب اصلی تیم بودند، در حالیکه زیر نظر اونای امری در پاریسن ژرمن نیز چندین بازی روی نیمکت قرار گرفت.

با این اوصاف، ماتوئیدی همچنان یکی از هافبک های کامل دنیای فوتبال است و از ترکیب عالی کیفیت تکنیکی و فیزیکی برخوردار است. این را هم می توان در نظر گرفت که نیمکت نشینی ستاره سابق تیم سن اتین توسط اونای امری شاید به خاطر استراحت بیشتر برای این بازیکن بوده باشد و بازتاب دهنده عملکرد او درون زمین نیست.

۹۷: حکیم زیخ (آژاکس)

برای کسانی که لیگ هلند را دنبال می کنند، عجیب است که زیخ چگونه تاکنون مورد تمجید و توجه قرار نگرفته است: این بازیکن ۲۳ ساله در طول دو سال اخیر بهترین بازیکن لیگ هلند بوده است. وی بر شانه های لاغر خود توئنته ضعیف را به دوش می کشید، و ۳۵ درصد از کل گل های توئنته را به ثمر رسانده بود و نقطه مرجع عملکرد تیم بود.

بسیاری از باشگاه های خارجی در تابستان به جذب او علاقه نشان دادند اما هیچکدام نهایی نشد، تا اینکه وی در لحظات پایانی پیشنهادی از آژاکس دریافت کرد و به این تیم منتقل شد؛ قدمی رو به جلو حتی اگر کوچک باشد. زیخ اهل مراکش قدرت بدنی بالایی ندارد اما به خوبی با فوتبال پر فشاری که پیتر بوش ترجیح می دهد، هماهنگ شده است و حتی در میان هم تیمی هایی با کیفیت بهتر، به اندازه توئنته تأثیر گذار نشان داده است. مقابل آژاکس مدافعان عقب تر بازی می کنند و او به این شرایط عادت ندارد، اما برای زیخ مشکل ساز نشده چرا که او یکی از بهترین بازیکنان خلاق در فوتبال اروپا به شمار می رود.

در صورتی که این بازیکن فرم خوب خود را ادامه دهد، مطمئناً باشگاه هایی مثل دورتموند و ولفسبورگ برای جذب او باز خواهند گشت و حتی ممکن است توجه باشگاه های بزرگتری هم به این هافبک بازیساز جلب شود.

۹۶: ژوائو ماریو (اینتر)

به طور مساوی در مرکز میدان یا سمت راست مؤثر عمل می کند، و بازی او به حدی چشمگیر بود که مربیان اسپورتینگ همواره معقتد بودند در سال ۲۰۱۶ شکوفا خواهد شد. ماریو ترکیبی از هوش، تکنیک بی عیب و نقص و تلاش خستگی ناپذیر است و در روند رو به رشد فصل گذشته اسپورتینگ نقش کلیدی ایفا کرد تا آنها بعد از ۱۵ سال با ۲ امتیاز اختلاف نسبت به بنفیکا به نایب قهرمانی لیگ پرتغال برسند و رکورد امتیازات خود را بشکنند.

به دنبال ناکامی در رده باشگاهی در مسیر فتح عنوان قهرمانی، ماریو در رقابت های یورو ۲۰۱۶ تلافی کرد و به یک قهرمانی تاریخی همراه با پرتغال دست یافت. وی در هر ۷ بازی پرتغال به میدان رفت و عملکرد خیره کننده خود را تا بازی آخر مقابل میزبان رقابت ها ادامه داد. به دنبال آن انتقالی گران قیمت به اینتر داشت، و حالا این هافبک ۲۳ ساله یکی از معدود نقاط روشن این روز های تیره و تار باشگاه ایتالیایی به شمار می رود.

۹۵: محمد صلاح (رم)

آن دسته از هواداران بدبین چلسی که صلاح را مسخره می کردند، باید بدانند که صلاح در سال ۲۰۱۶ برای تیم رم در ۳۴ مسابقه سری آ با گلزنی و پاس گل های خود ۲۷ گل ساخته است. به عنوان یک وینگر در لیگی دفاعی، این آمار قابل توجه است. بسیاری از بریتانیایی ها صلاح را به شکل غیرمنتظره ای در سن ۲۱ سالگی در استمفورد بریج دیدند، که هر دو گل بازل را در جریان پیروزی مقابل چلسی به ثمر رساند.

انتقال کوادرادو به چلسی باعث شد تا صلاح به سایه برود و در نهایت با انتقالی قرضی راهی فیورنتینا شد. ژوزه مورینیو بلافاصله از این خرید ابراز پشیمانی کرد و تصمیم گرفت طوری وانمود کند که گویا صلاح وجود ندارد. با اینحال، از آن زمان تاکنون وی به خوبی پیشرفت کرده و با بازی مستقیم و دریبلینگ خود یک تهدید جدی برای دفاع حریفان بوده است. او همچنین موقعیت خوبی برای حضور در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه دارد: دو پیروزی زودهنگام برای تیم ملی مصر که صلاح در هر دو بازی موفق به گلزنی شده تا این تیم جایگاه مناسبی برای دومین صعود به جام جهانی پس از جنگ جهانی پیدا کند.

۹۴: اور بانگا (اینتر)

انتقال او شاید به اندازه بازیکنانی چون پل پوگبا، گونزالو هیگواین یا متس هوملس به تیتر یک اخبار تبدیل نشد، اما در پایان پنجره نقل و انتقالات تابستانی در ماه آگوست، بانگا می توانست مدعی شود که یکی از بهترین خرید های تیم بوده است. بعد از ایفای نقش در سومین قهرمانی متوالی سویا در رقابت های لیگ اروپا – اینتر بدون پرداخت هیچ گونه هزینه ای با توجه به اتمام قرارداد بانگا در سانچز پیسخوان، او را به خدمت گرفت. شروع دوران او در جوزپه مه آتزا ترکیبی از درخشش و سختی در برخی مقاطع بوده است و توسط سرمربی جدید، استفانو پیولی در دربی میلان کنار گذاشته شد.

به عنوان بازیکنی که فوق العاده خلاق است و می تواند فشار بازی خود را به تیم دیکته کرده و بازیکنان هجومی تیم را در موقعیت های خطرناک تغذیه کند، زیاد طول نخواهد کشید که بانگا به یکی از بهترین هافبک های سری آ تبدیل شود.

۹۳: یوناس (بنفیکا)

 در حال حاضر با کمی نگاه به گذشته، باور نکردنی است که فکر کنیم بنفیکا این ماشین گلزنی 32 ساله را در تابستان سال 2014 به صورت آزاد جذب کرد. بعد از به ثمر رساندن 31 گل در اولین فصل خود، او فصل بعدی عملکرد بهتری از خود ارائه کرد و 36 گل به ثمر رساند. روند گلزنی فوق العاده این بازیکن کمک زیادی به قهرمانی فصل گذشته بنفیکا در لیگ پرتغال کرد، اما این مهاجم ارزشمند برزیلی کار های مهم تری از گلزنی هم انجام داد.

جایگیری های فوق العاده این بازیکن در خط حمله باعث می شود تا هر مهاجمی عاشق بازی در کنار او باشد، و به عنوان مثال هموطنش لیما و میتروعلو زمانی که کنار او بازی می کردند، گل های زیادی به ثمر رساندند. یوناس با شایستگی به عنوان بهترین بازیکن فصل ۲۰۱۵/۱۶ لیگ پرتغال انتخاب شد، و با دعوت شدن به تیم ملی برزیل نشان داد که بعد از کنار گذاشته شدن توسط والنسیا، رنسانس قابل توجهی در کارنامه حرفه ای وی به وجود آمده است.

۹۲: خوان ماتا (منچستر یونایتد)

 جیمی کرگر، کارشناس شبکه اسکای اسپورتس در مورد ماتا می گوید: “یکی از بازیکنان خوبی که در لیگ برتر کمتر از استحقاق خود مورد توجه قرار گرفته است.”

این بازیکن ۲۸ ساله اسپانیایی وقتی در تابستان امسال ژوزه مورینیو در اولدترافورد روی کار آمد، با شک و تردید های بسیاری نسبت به آینده خود مواجه شد، چرا که عامل اصلی جدایی وی از چلسی، سرمربی پرتغالی بود. اما حالا همه چیز عوض شده و هافبک اسپانیایی زیر نظر مورینیو جایگاه ثابتی پیدا کرده و تلاش های او در رده باشگاهی منجر به دعوت شدن از سوی جولن لوپتگی در تیم ملی اسپانیا نیز شده است.

مورینیو یک بار او را فروخت، اما تکرار این کار از سوی این مربی احمقانه خواهد بود. باوجود بی ثباتی یونایتد پس از فرگوسن، ماتا همواره در مواقع نیاز عملکرد خوبی داشته است. او در سال ۲۰۱۶، ده بار گلزنی کرده که ۳ گل در چهار دیدار فصل گذشته FA Cup بوده است، که شامل گل تساوی در فینال هم می شود. او بدون شک بازیسازی بزرگی است؛ ماتا از سال 2011 تاکنون در 43 بازی مقابل 6 تیم بزرگ لیگ برتر 13 گل به ثمر رسانده و 10 پاس گل هم داده است.

۹۱: جولین برانت (بایر لورکوزن)

 هواداران تیم ملی آلمان از داشتن بازیکنان جوان و با استعداد بسیار می توانند به شایستگی هیجان زده باشند، و این وینگر 20 ساله بایرلورکوزن یکی از با استعداد ترین جوان های نسل آینده است. این بازیکن مو طلایی با گلزنی مقابل اشتوتگارت، شالکه، کلن، ولفسبورگ، آینتراخت فرانکفورت و هرتابرلین در ماه مارچ و آوریل، پس از گرد مولر به جوان ترین بازیکنی تبدیل شد که در 6 بازی متوالی بوندس لیگا موفق به گلزنی می شود و با عملکرد درخشان خود در طول سال یکی از نامزد های دریافت جایزه پسر طلایی بود که در نهایت نصیب رناتو سانچز شد.

برانت بازیکنی عالی برای برنامه های پر فشار و سبک بازی مورد نظر راجر اشمیت است؛ یک دونده قدرتمند که وقتی از جناح چپ به راست می زند و توپ را روی پای راست خود می آورد، خطرناک تر می شود. برانت با ۴ بازی ملی از تکنیکی فوق العاده و خلاقیتی بسیار برخوردار است.

۱۷۷۱

Powered by WPeMatico

345

رئال مادرید ۶ (۱۳) – (۲) ۱ لئونسا؛ صعود بی دردسر در آستانه ال کلاسیکو

وبسایت رسمی برنامه نود – دیدار برگشت از مرحله یک شانزدهم نهایی جام حذفی اسپانیا میان دو تیم رئال مادرید و کولتورال لئونسا برگزار شد که در نهایت شاگردان زیدان با پیروزی قاطعانه دیگری، به مرحله بعد راه یافتند.

به گزارش وب سایت رسمی برنامه نود، دیدار رفت دو تیم در ورزشگاه خانگی حریف دسته سومی با حساب ۷-۱ به سود مادریدی ها پایان یافت و حالا در سانتیاگو برنابئو نیز شاگردان زیدان در آستانه ال کلاسیکوی حساس فصل با ترکیبی از بازیکنان اصلی و ذخیره به مصاف حریف خود رفتند و با حساب ۶-۱ به پیروزی رسیدند تا در مجموع با حساب ۱۳-۲ صعود کنند.

دقیقه’۱ (۱-۰)(ماریانو دیاز): خیلی زود و روی اشتباه مدافع حریف، آسنسیو پشت محوطه توپ را تصاحب کرد و با پاس عرضی خود، ماریانو را مقابل دروازه صاحب توپ کرد تا این بازیکن با یک بغل پای دقیق دروازه را باز کند.

دقیقه ’۲۳ (۲-۰)(خامس رودریگز): دنی کارواخال از سمت راست توپ را به روی دروازه ارسال کرد تا هافبک کلمبیایی با یک ضربه سر دروازه لئونسا را برای دومین بار باز کند.

دقیقه ’۴۲ (۳-۰)(ماریانو دیاز): کارواخال این بار با پاس پشت دفاع مورب عالی خود ماریانو را در موقعیت گلزنی قرار داد تا این مهاجم جوان پس از کنترل توپ با سینه، با شوتی محکم توپ را به زیر طاق دروازه برساند.

دقیقه ’۴۵ (۳-۱)(یرای گونزالس): رئال مادرید حتی مقابل حریف دسته سومی هم در بسته نگه داشتن دروازه خود ناکام ماند؛ شوت سرکش و محکم گونزالس از پشت محوطه با وجود دخالت کاسیا، به گوشه دروازه راه یافت.

دقیقه ’۶۳ (۴-۱)(انزو زیدان): پای پسر زیدان هم به گلزنی باز شد؛ او که در آغاز نیمه دوم به جای ایسکو وارد میدان شده بود، در پی همکاری تیمی خوب، روی پاس ماریانو از پشت محوطه با ضربه ای زمینی و خلاف جهت حرکت، توپ را به گوشه دروازه فرستاد.

دقیقه ’۸۷ (۵-۱)(ماریانو دیاز): هت‌تریک مهاجم جوان و اهل دومنیکن در آستانه ال کلاسیکو مسلماً فرصت های بیشتری در آینده برای او مهیا خواهد کرد؛

دقیقه ’۹۰ (۶-۱)(OG): گل باران حریف در برنابئو تمامی ندارد؛

در نهایت رئال مادرید با کسب پیروزی راحت و بی دردسر که با هت‌تریک ماریانو دیاز هم همراه بود، راهی دور بعد شد.

۱۷۷۱

Powered by WPeMatico

ترکیب رسمی تیم های منچستر یونایتد – وستهم یونایتد

وبسایت رسمی برنامه نود – ترکیب تیم های منچستر یونایتد و وستهم اعلام شد.

به گزارش وبسایت نود، منچستر یونایتد از ساعتی دیگر در ورزشگاه الدترافورد در مرحله یک چهارم نهایی جام اتحادیه میزبان وستهم است. ترکیب دو تیم برای این مسابقه به شرح زیر است:

منچستر یونایتد

ده خیا، والنسیا، روخو، جونز، شاو، کریک، هررا، مخیتاریان، رونی، مارسیال، زلاتان

ذخیره ها:

رومرو، شواین اشتایگر، اشنایدرلین، بلیند، لینگارد، ماتا، رشفورد

وستهم

آدریان، رید، کرسول، فقولی، کویاته، اوبیانگ، اوگبونا، فلچر، پایت، آنتونیو، فرناندس

 

۲۰۲۱

Powered by WPeMatico

ترکیب رسمی تیم‌های آرسنال و ساوتهمپتون

وبسایت رسمی برنامه نود – در ادامه جام اتحادیه انگلیس، آرسنال در خانه، میزبان ساوتهمپتون است.

به گزارش وب‌سایت رسمی برنامه نود، از ساعت 23:15 آرسنال در امارات به مصاف ساوتهمپتون می‌رود.

ترکیب آرسنال: مارتینز، جنکینسون، هولدینگ، گابریل، گیبس، کوکلن، الننی، رین ادلاید، رمزی، ایووبی، پرز

 ترکیب ساوتهمپتون: فارستر، یوشیدا، کلاسی، لانگ، دیویس، مارتینا، فن دایک، رید، بوفال، برترند، مککوئین

۱۴۰۵

Powered by WPeMatico

طوفان، بازی تیم انصاری‌فرد و شجاعی را لغو کرد

وبسایت رسمی برنامه نود –  دیدار تیم پانیونیوس در جام حذفی یونان به خاطر ورزش باد شدید و طوفان لغو شد. 

به گزارش وب سایت نود و به نقل از تسنیم،   قرار بود امشب (چهارشنبه) تیم‌های کیسامیکوس و پانیونیوس در چارچوب هفته دوم مرحله گروهی جام حذفی یونان به مصاف هم بروند که با تصمیم داور لغو شد.

فوکاکیس، داور یونانی سه بار وارد زمین شد تا به نوعی دستور به آغاز بازی تیم های کیسامیکوس و پانیونیوس بدهد، اما سرانجام به دلیل وزش شدید باد و طوفان این شهر دستور به لغو آن داد. زمان جدید بازی این دو تیم در روزهای آینده از سوی کمیته رقابت های جام حذفی یونان اعلام خواهد شد.

تیم پانیونیوس در اولین بازی جام حذفی یونان برابر لوادیاکوس به تساوی بسنده کرد و تیم دسته اولی کیسامیکوس با دو گل پانسراایکوس را شکست داده بود تا صدرنشین گروه H شود.

 

۲۰۵۱

Powered by WPeMatico

شکست روستوف در غیاب آزمون و بازی ۹۰ دقیقه ای عزت‌اللهی

وبسایت رسمی برنامه نود –  اولین بازی هفته شانزدهم لیگ برتر روسیه با شکست تیم روستوف برابر اورال به پایان رسید. 

به گزارش وب سایت نود، تیم‌های اورال و روستوف امشب (چهارشنبه) به مصاف هم رفتند که تیم میزبان با یک گل پیروزی خانگی را جشن گرفت. کریستین لونگو، هافبک زامبیایی تیم اورال در دقیقه 38 گل پیروزی بخش تیمش را وارد دروازه روستوف کرد.

ایوان دانیلیانتس، سرمربی ترکمنستانی تیم روستوف در این بازی به چند بازیکن کلیدی خود از جمله سردار آزمون، الکساندر گاستکان، سزار ناواس و نوبوآ استراحت داد، اما سعید عزت اللهی، دیگر ملی پوش ایرانی این تیم  90 دقیقه در ترکیب روستوف حضور داشت.

روستوف با پذیرش این شکست و اندوخته ۲۴ امتیازی پیشین خود همچنان در جایگاه ششم جدول رده بندی باقی ماند و اورال ۱۴ امتیازی به رده دوازدهم صعود کرد.

 

۲۰۵۱

Powered by WPeMatico